X
تبلیغات
انواریه "الله نورالسماوات والارض
انواریه "الله نورالسماوات والارض
به وبلاگ انواریه خوش آمدید.«الله نورالسماوات و الارض»
نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 توسط انواریه |

بسم الله الرحمن الرحیم

زیبایی چیست؟«قسمت اول»

مفهوم زیبایی بدیهی وادراک آن فطری است، اما تعریف زیبایی بسیار مشکل می نماید. هرگونه تلاشی که برای تعریف زیبایی صورت بگیرد صرفا تلاشی ادبی و لفظی خواهد بود .

لذا تمام تعاریف رایج از زیبایی، همه تعاریف ادبی و لفظی و شرح الاسم هستند نه تعریف حقیقی منطقی. به عبارت دیگر همان گونه که تعریف دقیق و منطقی و جامع و مانع خیر اخلاقی، دشوار است، تعریف زیبایی نیز چنین است.

 درباره تعریف زیبایی همین قدر می توان گفت: صفتی است که در تمام موجودات جهان ممکن است جلوه گر شود. منشا درک زیبایی موجودات در انسان، حس زیبایی دوستی انسان است که آمیخته با لذت و تعجب و نشاط است.

 به عبارت دیگر هر موجودی که دارای « روشنی و صراحت، پاکی و صفا، ساگی، بزرگی و عظمت، تنوع و گوناگونی، وزن، نظم و ترتیب، تناسب اجزا، تعادل، هماهنگی، قرینه اجزا و...» باشد.

 برای انسان جذاب، دارای کشش، لذت آور، تعجب برانگیز و نشاط آور خواهد بود که در مجموع شئ ای را که دارای چنین صفاتی است زیبا می گویند. البته باید دانست که زیبایی دارای انواع و اقسام، و مراتب و درجات مختلف می باشد.

به عبارت دیگر هر حقیقتی که در رویارویی با آن برای انسان موجب انبساط خاطر و لذت روانی گردد و انسان را به خود جلب و جذب نماید، آن حقیقت زیبا است.

 هم چنین می توان گفت آنچه را بشر«خوب» می نامد در حقیقت آن چیز«زیبا» است. از نظر مرحوم استادعلامه محمدتقی جعفری چهار نوع زیبایی اساسی وجود دارد که عبارتنداز: 1- زیبایی محسوس، 2- زیبایی نامحسوس طبیعی، 3- زیبایی معقول ارزشی، 4- زیبایی یا جمال مطلق.

زیبایی محسوس به وجودآورنده انبساط لذت بار حسی در همه مردم می باشد.اما زیبایی نامحسوس طبیعی و برتر و بالاتر از آن زیبایی معقول ارزشی و بالاتر و والاتر و متعالی تر از آن زیبایی و جمال مطلق برای همه یکسان قابل درک نیست و به همین دلیل یکسان انبساط آور و لذت بخش نیست.

 مثلا زیبایی یک گل و یک منظره طبیعی و یا زیبایی آسمان در شب برای همه مردم، تقریبا انبساط آور و لذت بخش است. اما مثلا زیبایی آزادی، زیبایی علم محض، زیبایی ایثار، زیبایی محبت صادقانه و زیبایی شهادت شهیدان کربلای  سیدالشهدا(ع)، برای همه قابل درک نیست، برای همه انبساط آور نیست و برای همه لذت بخش نیست و جذابیت و کشش ندارد اما زینب کبری(س) می فرماید:« در کربلا جز زیبایی ندیدم.»

بی شک زیبایی های معقول و ارزشی که از عمق ضمیر و وجدان دینی و مذهبی انسان بر می خیزند برای اهلش شکوه و عظمت و کشش و جاذبیت ویژه ای دارند. مثلا زیبایی عدالت، زیبایی حکمت، زیبایی عفت، زیبایی شجاعت و زیبایی دیگر فضایل و وارستگی های روحی و معنوی، خود داستان دیگری دارند.

اما زیبایی و جمال مطلق، که از آن حقیقت مطلق است، از آن وجود مطلقی است که همه کمالات و زیبایی ها را در عالی ترین مراتب و درجاتش دارا می باشد.

 زیبایی و جمال او ابدی و ازلی است، زیبایی و جمال او ثابت و حق است و هیچ زوال و فنایی در آن راه ندارد، زیبایی و جمال او نامتناهی و لا یتناهی وبلکه فوق نا متناهی و فوق لایتناهی است. این است که در روایات نورانی اهل بیت(س) آمده است:

« الله جمیل و یحب الجمال.» بلکه برتر از این در کلام مقدس قرآن آمده است که:« الله نورالسماوات والارض». و بی شک نور عین جمال و زیبایی و عین جذبه و جاذبیت و جذابیت و کشش است. نور انبساط آور و لذت بخش است، البته به شرط اینکه ادراک انسان ادراک خفاش گونه نباشد، چه خفاش از نور گریزان است.

اگر روح انسان در برابر حقیقت و زیبایی و عدالت وعفت و حکمت و اراده و انتخاب و اختیار و علم و دانش و عشق و محبت و دوست داشتن و ایثار و فداکاری و خیرخواهی و پاکی و سایر وارستگی ها و فضیلت ها خاضع و تسلیم است ودر کنار این حقایق اصیل آفرینش به آرامش می رسد.

 به این دلیل است که، روح انسان، روح الهی است و انسان صاحب فطرت الهی است و بدیهی است آنچه الهی باشد به سوی الاهیت و الوهیت کشش دارد، جذب می شود .

و برای او همه جلوه های گوناگون و متعدد و بی نهایت الاهیت و الوهیت زیبا و درخشان و نورانی بوده اورا غرق در انبساط و لذت می نماید به طوری که از عمق وجدان بیدارخود فریاد بر می آورد:«به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازاوست.»

آشکار گردید که زیبایی منحصر به زیبایی حسی نیست. زیبایی حسی آن زیبایی است که حواس انسان را مجذوب می کند مانند زیبایی های بصری یا زیبایی های سمعی و زیبایی های دیگری که با حواس درک می شود.

علاوه بر این زیبایی ها، زیبایی های عقلی و معنوی هم وجود دارد، یعنی آنها نیز واقعا از نوع زیبایی و جمال است اما محسوس نیستند بلکه معقول و معنوی هستند.

 لذا همان طور که فعل زیبا داریم یعنی زیبایی صفت فعل است که در اصطلاح به آن «حسن فعلی» می گویند و معنی آن این است که بعضی کارها ذاتا حسن و پسندیده و زیبا و جمیل هستند.

 مانند این که همه اقرار دارند به این که راستی و صداقت در ذات خود زیبا است و به همین دلیل کشش و جاذبیت ویژه ای دارد.

 صبر، استقامت، علوّ نفس، شکر و سپاس گزاری و عدالت و دهها مورد دیگر از این نوع کارها، ذاتا زیبا هستند و دارای زیبایی وشکوه معنوی ویزه ای هستند که هر انسانی را به سوی خود جذب می کنند.

 این است که انسان ها در برابر چنین صفاتی کرنش می کنند، شیفته می شوند، جذب می شوند، عشق می ورزند، عاشق می شوند و دارنده این صفات را می ستایند. والسلام.

 

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر

دانلود فیلم