بسم الله ارحمن الرحیم
به یاد امام وشهدای آزاد سازی خرمشهر
پس از عزل بنی صدررزمندگان اسلام عملیات(فرمانده کل قوا،خمینی روح خدا) را در جنوب دارخوین را انجام دادند و پس از آن عملیات(ثامن الائمه) را در شمال آبادان براساس فرمان امام "ره" که فرموده بودند :
(حصرآبادان باید شکسته شود.)انجام دادند. دلاوران وشیردلان موحد وولایت محور ایران اسلامی عملیات ( طریق القدس) را برای رهایی بستان از اشغال دشمن تجاوزگر سامان دادند.
وسر انجام عملیات غرور انگیز (فتح المبین) پیش آمد.درغرب رودخانه کرخه ودر اولین روزشروع سال 61هجری شمسی این عملیات شروع شد.
این عملیات افتخاربر انگیزبه عملیات ( بیت المقدس )منتهی شد همان عملیات بزرگ وحماسه سازی که در تاریخ10/2/61 شروع شد ودرسه مرحله به مدت25روز به طول انجامید وبه رهایی خرمشهر قهرمان وهویزه وپادگان حمید منتهی شد.
وپس از 20ماه ازجنگ تحمیلی توسط رزمندگان اسلام به فرماندهی امام خمینی نتجه ای به دست آمدکه کمتر کسی تصورش را می کرد.لذا امام خمینی فرمودند:
" این خدا بود که خرمشهر را آزاد کرد." فراموش نشود که جمهوری اسلامی ایران بر اساس تعالیم مقدس اسلام صلح طلب بوده وهست وخواهد بود.لکن به همان نسبت حق طلب وعدالتخواه ومدافع حریم حرمت وعزت وکرامت ومجد وعظمت:
مومنین ومسلمین وشهر وندان کشور عزیز ایران ومدافع حقوق ملت ومرزهای جمهوری اسلامی ایران است وهر تجاوزی رابا قوت وشدت پاسخ داده ودفع میکند.واین مطلب شعار صرف نیست بلکه تاریخ مشعشع 8سال دفاع مقدس شاهد عینی وصادق این مطلب است.
زیرا همگان به خوبی می دانند این رژیم بعثی عراق بود که در تاریخ 31/6/59 جنگ را شروع کرد وبه مرزهای رسمی وقانونی وبین المللی جمهوری اسلامی ایران تجاوز کرد وبه اشغالگزی وتخریب وقتل وغارت پرداخت تجاوز واشغال وقتل وغازتی که 8 سال به طول انجامید.
وسر انجام با خفت وخواری در اثر الطاف بیکران الهی ورهبریهای حضرت امام واخلاص وفداکاری وجهادوشهادت رزمندگان جان برکف ایران اسلامی به ناچار خاک پاک ایران اسلامی را ترک کردند.
مجددا به روان پاک امام راحل وهمه شهدای اسلام خاصه شهدای آزاد سازی خرمشهرعزیز درود می فرستیم.
( ( مستدام باد وجود معزز ومعظم رهبرانقلاب اسلامی ایران :
امام خامنه ای.برقرارباد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران. )) والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
امامت منصبی الهی
قرآن کریم،امام حق را در تقابل با امام باطل قرار داده است.امام حق را امامی معرفی کرده که امامتش مجعول به جعل الهی است وبه امر الهی دعوت می کند.
اما باطل را امامی معرفی کرده که به سوی آتش دعوت می کند وپیشوای کفر است.همان پیشوایی که باید با او مقاتله کرد. (انبیاء/74 –سجده /25 – قصص/41-توبه/13.)
بهترین وآشکارترین دلیل بر اثبات الهی بودن منصب امامت،دلیل قرآنی است.ازمیان آیات قرآنی متعدد،در اینجا تنها به شرح یک آیه، یعنی آیه امامت حضرت ابراهیم"ع" اکتفا می شود.
" واذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما،قال ومن ذریتی،قال لا ینال عهدی الظالمین" (بقره/119). از ای آیه نورنی نکاتی نتیجه می گردد به شرح زیر:
1-جعل امامت از ناحیه حق تعالی است،یعنی امامت منصبی الهی است،نه بشری.لذا مردم دراین امر اساسی وبنیادین حق کمترین اختیار ودخالتی را مطلقا ندارند.همانطور که موسی"ع"،از خداوند درخواست می کند که:" ... واجعل لی وزیرا من اهلی،هرون اخی..."(طه/38-31).
2-امامت برتر و والاتر وبالاتر از نبوت است.زیرا طبق این آیه نورانی،حضرت ابراهیم"ع"پس ازآزمایشهایی چون: (ذبح فرزندش که آن هم درسنین کهولت بود)،از سوی خدای متعال به منصب امامت نصب گردید.
وبی شک این امر الهی برای آن جناب پس از مقام نبوت ورسالت ومقام خلت (خلیل اللهی)،تحقق یافته است.(روایت نورانی امام صادق"ع"،کتاب اصول کافی،کتاب الحجه،باب طبقات الانبیاءوالرسل والائمه"ع"،حدیث 2 ونیزتوجه به آیات 76 سوره هود و42سوره ابراهیم ضروری است.)
3-منصب الهی ومقام امامت مختص معصومین است وهرگز به ظالم وستمگر نمی رسد.زیرا آیه نورنی موردبحث می فرماید: "لا ینال عهدی الظالمین".پس امام حق از مطلق ظلم مبرا وپاک ومنزه وبه دور است.یعنی اودارای مقام عصمت است.
چنین فرد منزهی،(هرگز مشرک نبوده ونیست چون شرک،ظلمی عظیم است.هرگز به مردم ظلم وستم ننموده وبه ناحق در زمین سرکشی نمی کند.
وهرگز برخودش نیز ظلم وستمی روا نمی دارد."لقمان/13-شوری/41-فاطر/30)البته بایر دانست ترک اولی منافاتی با مقام عصمت ندارد بلکه لازمه بشریت ومقامعجز وعبودیت تامه آنان ااست." اعراف/19و23".
4- نکته بسیار مهم واساسی وقرآنی این که: (آیه تطهیر وآیه مباهله وآیه اطاعت) برطبق آنچه ارباب حدیث وتفسیر گفته اند واغلب روایات این بحث روایات نبوی"ص" است،اهل بیت رسول الله"ص"،خاصه،اصحاب کساء"ع"،معصومند.
بالاخص جناب مولی الموالی علی بن ابیطالب "ع"که طبق نص نورانی آیه مباهله "به منزله جان پیامبر اکرم"ص" است،پس هچون نبی اعظم"ص"،جان اوپاک ومنزه ومقدس ومصون ومعصوم است واواز تمامی انبیاء جزنبی اکرم"ص" افضل وبرتر است.
5-به همین جهت نبی مکرم اسلام"ص" فرمود: (من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه والی نوح فی تقواه ( فی حکمته) والی ابراهیم فی خلته (فی حلمه) والی موسی فی هیبته والی عیسی فی عبادته فلینظر الی علی بن ابیطالب"ع"){منبع: شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج2/449}
به همین سبب است که هرکس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلی مرده است. {کتاب شریف الغدیر،علامه امینی،ج10/۳۵۹و۳۶۰ }
منبع:جلوه ای ازتجلی غدیرُ-تالیف:مرزبان کریمی . والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
فضایل ماه رجب المرجب
کلمه ی رجب را از ترَجیب گرفته اند و آن درلغت به معنی تعظیم می باشد، پس رجب به معنی معّظم و عظیم است. زیرا رجب ماهی است که درآن پاداش نیکیها مضاعف می شود،
ونیز رجب را "باکورة الخیرات"نامیده اند یعنی نوباوۀ نیکوئیها، مرادآن است که در اول این ماه مردم تهیۀ عبادت و طاعت می کنند چنانکه گفته اند:
رجب وقت کِشت کردن است و شعبان محل آب دادن و رمضان وقت درو کردن است و عید رمضان زمان برداشت محصول است.
از پیامبر(ص) در مورد ماه رجب پرسیدند آن حضرت فرمود :«رجب نام جویی است در بهشت که از شیر سپیدتر و از انگبین شیرینتر، هرکه روزی از این ماه روزه دارد، خدای متعال اورا ازآن جوی آب دهد.»و نیز رسول خدا(ص)فرمود:
اگردراین ماه روزه بدارید خداوند شما را ایمن گرداند ازشدت سکرات مرگ وازهول بعد ازمرگ وازعذاب قبرونیزازصراط به آسانی بگذرد وازهولهای و شدتها روزقیامت درامان باشند،و بیزاری از آتش به او عطا شود.
درفضیلت ماه رجب آمده است، این ماه ،ماه آمُرزش خواهی امت من است، دراین ماه بسیار طلب آمُرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است، زیرا رحمت خدا در این ماه برامت فراوان ریخته می شود. در این ماه بسیار استغفار کنید و از خداوندآمُرزش طلب کنیدوازاو خواستارتوجه و احسان شوید.
امام کاظم(ع)فرمود: رجب نام نهری در بهشت است که ازشیرسفیدتروازعسل شیرینترمی باشد، هر کس یک روز ماه رجب را روزه بدارد ازآن نهربیاشامد. ماه رجب ماه بارش رحمت الهی است،ماه امیرالمؤمنین(ع) است. ابن عباس می گوید:
هرگاه ماه رجب فرا می رسید، پیامبراکرم(ص)مسلمانان را جمع می کرده ودر بارۀ عظمت این ماه برای آنان سخن می گفت.
اولین شب جمعه ماه رجب را«لیلة الرغائب»نامیده اندونمازاین ماه عبارت است ازهرشب دورکعت نماز که بعد ازحمد سه مرتبه سورۀ کافرون ویک مرتبه سورۀ توحید خوانده می شود وچون سلام دهید،دستها رابلند کنید وبگوئید:
(لااله الاالله وحده لاشریک له،له الملک وله الحمد یحیی ویمیت وهوحّی لایموت بیده الخیروهوعلی کلّ شیء قدیروالیه المصیرولاحول ولا قوّة الابالله العلیّ العظیم اللهمّ صّل علی محمدٍالنبیّ الامّی وآله).
از رسول اکرم(ص)روایت شده است هرکه این عمل رابجا آورد، حق تعالی دعای او را مستجاب گرداند وثواب شصت حج واجب وشصت حج عمره به اوعطا فرماید.
وازحضرت موسی بن جعفر(ع)روایت شده است که هرکس یک روز از این ماه را روزه بدارد، غضب الهی ازاو دورمی گردد ودری ازدرهای جهنّم برروی اوبسته گردد،وآتش جهنّم یک سال از او دورشود و هرکه سه روزازآن را روزه دارد بهشت براوواجب گردد.
وهرساعت ازسحاب رحمت قطرات باران عنایت برروزه داران این ماه ریزان است. " 13و14و15 رجب ،که ایام البیض نامیده می شوند از حرمت وعظمت خاصی برخوردارند که همگان می دانند."
رسید صبح سعادت ببین صفای رجب
رسید تحفۀ جان در نگر عطای رجب
رجب تو را به عَطا خانۀ لقا ء خواند
بگوش ِ هوش بیا بشنو این ندای رجب
وهرکه تمام ماه رجب را روزه بگیرد همچنان باشد که از مادر تازه متولد شده یعنی از گناه پاک و پاکیزه می گردد. و نبی اکرم(ص)فرمود:رجب ماه بزرگ خدا ست و ماهی درفضیلت و حُرمت به این ماه نمی رسد.
جنگ و مبارزه با کافران در این ماه حرام است."ماههای حرام عبارت است از ذیقعده، ذیحجه، محرم ورجب که سه تای اول پشت سرهم وماه چهارم رجب است وآن تنها می باشد."معصیت در این چهار ماه گناهش بیشتر است.
علامه طباطبایی درالمیزان می فرماید:خداوند این چهارماه راحرام کرد تامردم ازجنگ دست بکشند ودرامان باشند و تا مردم به سوی اطاعت خداوند بروند، احترام این چهارماه از شریعت حضرت ابراهیم(ع)بود وعربها حتّی درهنگامی که بت پرست هم بودند حُرمت این چهار ماه را داشتند. دراین چهار ماه جنگ نمی کردند، تا درسال60هجری این حُرمت شکسته شد.
لازم به ذکراست که آخررجب سال60هجری امام حسین(ع)برای امتناع ازبیعت یزید ازمدینه جارج شد وبه حرم امن الهی مکۀمکرمه رهسپار شدند، تا درماه رجب و شعبان که ایام عُمره است و نیزدرموسم حج بتوانندبه ارشاد وآگاهی دادن و زمینه سازی برای قیام شکوهمند خود بپردازند.
حوادث ومناسبتهای ماه رجب:
اول رجب سال روز،سوارشدن حضرت نوح و پیروانش به کشتی می باشد. ونیز اول رجب ولادت حضرت امام محمد باقر(ع)درسال 57هجری است.
سوم رجب شهادت امام علی النقی(ع)درسال 254هجری است.
ده رجب ولادت امام محمدتقی(ع)درسال 195هجری است.
سیزده رجب ولادت حضرت علی(ع) درسال23هجری است.
پانزده رجب وفات حضرت زینب(س) درسال62هجری است.
بیست وپنج رجب شهادت امام موسی کاظم(ع)درسال183هجری است.
وبیست وهفت رجب روز مبعث حضرت رسول(ص) درسیزده سال قبل ازهجرت است.
مسلمین ومومنین بزرگوار ومحترم ، حتما برای آگاهی از وظایف عملی وادعیه خاص این ماه معظم به کتاب مفاتیح الجنان رجوع می فرمایند. والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
نگاهی به سوره اخلاص (شناسنامه خداوند یگانه بی همتا)
این سوره شریف نامهای متعددی دارد ازجمله: (اخلاص،توحید،قل هوالله احد،نسبه الرب،و...).
این سوره نورانی ضمن چهار آیه کوتاه،به توصیف توحید ویگانگی خداوند ،در حد اعلا پرداخته است.
این سوره مکی است وبه نقلی درپاسخ به یکی از یهودیان معروف به نام (عبد الله بن صوریا) ویا (عبد الله بن سلام)
ویا در پاسخ به یکی از (مشرکان مکه)، که از پیامبر اکرم"ص" خواسته بودند که "خداوند" را برای آنان توصیف کند،
نازل شده است.در فضیلت تلاوت این سوره عزیز، در حدیثی از نبی اکرم"ص" آمده که:قرائت وتلاوت آن رامعادل قرائت
وتلاوت یک سوم قرآن دانسته است.امام صادق "ع" فرموده:کسی که یک روز وشب بر او بگذرد ودرنمازهای پنجگانه اش
سوره "قل هو الله احد" رانخواند،به او گفته می شود :" ای بنده خدا،تو از نمازگزاران نیستی".
از امام علی بن الحسین "ع" روایت است که در مورد اهمیت وعمق محتوای سوره اخلاص فرمودند:
(خداوند متعال می دانست که در آخر الزمان اقوامی می آیند که در مسائل تعمق ودقت می کنند،لذا سوره "قل هو الله احد"
و آیات آغاز سوره "حدید" ،تا "علیم بذات الصدور" را {درمورد مباحث توحید وخداشناسی} نازل فرمود،هر کس بیش از
آن را طلب کند،هلاک می شود.(رجوع شود به تفسیر نوین،تفسیر نمونه، تفسیر المیزان، ذیل سوره اخلاص). والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
نگاهی به عددهفت دربرخی از آیات قرآن
1-در سوره مومنون ،مراتب خلقت انسان طی هفت مرتبه ومرحله بیان شده است.قرآن دراین مورد می فرماید:
- ولقد خلقنا الانسان من سلاله من طین (ما انسان را از مایه ای از گل آفریدیم)
- ثم جعلناه نطفه فی قرار مکین (سپس آن را نطفه ای ساختیم درقرارگاهی استوار)
- ثم خلقنا النطفه علقه (سپس نطفه را به صورت خونی بسته درآوردیم)
- فخلقنا العلقه مضغه (وآن خون بسته رابه صورت پاره ای گوشت درآوردیم)
- فخلقنا المضغه عظاما (وآن پاره گوشت را استخوانی قرار دادیم)
- فکسونا العظام لحما (پس برآن استخوان گوشت پوشاندیم)
- ثم انشا ناه خلقا آخر (سپس آن را به صورت خلقی دیگرپدید کردیم)"سوره مومنون آیات12،13،14"
2- درهمین سوره ،در دوآیه بعد ذکری ازآسمانها ی هفتگانه شده،می فرماید:"همان سوره آیه17"
" ولقد خلقنا فوقکم سبع طرائق وما کنا عن الخلق غافلین" (وبر بالای سر شما هفت آسمان بیافریدیم واز این مخلوق بی خبر نبودیم).در روایاتی قطعی ،میلاد مسعود امام علی"ع" دردرون کعبه –قبله مسلمین – عنوان شده است.پس کلمه "قبله" را درقرآن بررسی می کنیم:
3- کلمه "قبله" در اشکال مختلفش،هفت بار در قرآن کریم به کار رفته است: (الف- القبله =4بار،ب- قبلتهم =2بار،ج-قبلتک =1بار).برخی روایات می گوید که علی"ع" بلا فاصله پس از تولد نخستین آیات سوره مومنون را تا آیه "الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون" در مقابل رسول خدا"ص" قرائت کردوجالب ان است که آیه مراتب خلقت انسان وآفرینش آسمانهای هفتگانه بلافاصله پس از این آیه قرارمی گیرد.
4- درآیه25سوره نور،تمثیلی که برای معرفی خدا بیان شده،در هفت مرحله صورت گرفته است:
1- مثل نوره کمشکاه 2- فیها مصباح 3- المصباح فی زجاجه 4- الزجاجه کانها کوکب دری
5- یوقد من شجره مبارکه زیتونه لاشرقیه ولاغربیه 6- یکاد زیتها یضیئ ولولم تمسه نار
7- نور علی نور
5- درآیه43 همین سوره نیز آنجا که قرآن کریم به مسئله فرستادن ابرها وباران ومشیت الهی در این مورد می پردازد،شاهدمرحله وتقسیمی هفتگانه هستیم:
1- الم تر ان الله یزجی سحابا 2- ثم یولف بینه 3-ثم یجعله رکاما 4-فتری الودق یخرج من خلاله
5-وینزل من السماء من جبال فیها من برد 6-فیصیب به من یشاء 7-ویصرفه عمن یشاء
6- البته عدد هفت درقرآن وغیر قرآن وبرهان وعرف وعرفان، بحث مفصلی دارد ازجمله: ( سوره حمد – طواف – هفته – دریا – اقلیم – مواضع سجده – خط جور- مراحل سلوک – اطوار انسان – درهای جهنم – حجاب – کواکب – رجال الغیب و...). والسلام.
بیستم جمادی الثانی سالروز،میلاد با سعادت فاطمه زهرا(س) یگانه بانوی دو عالم کوثرآفرینش و میلاد خجستهء، بزرگ فرزند فاطمه زهرا(س)امام خمینی"ره" برهمگان مبارک باد .
بسم الله الرحمن الرحیم
کوثرآفرینش
فاطمه زهرا (س)،بزرگ بانوی اسلام،دخت پر افتخارمصطفی (ص)،الگوی طهار ت وعفت،آیینه تمام نمای محمد (ص)،انعکاس نورخدا،سرچشمه حکمت،سرور زنان دوسرا،سفارش شده رسول خدا (ص)،معدن علوم وفضائل،دریای بیکران نیکوئی،شهپر اسلام،مسجود جن وانس،راه یافته به معبود،همسر وهمراه وهمکارعلی (ع)،مصداق آیات محکم وروشن تطهیر ومودت ومباهله وابرار،شکننده سکوت شب،با راز ونیازبه درگاه خداوند بی چون وبی نیاز،نسخه تمام نمای انسانیت وعبودیت و شکوفه درخت حقیقت.
فاطمه(س)،روشن ترین مصداق کوثر،بارزترین نمونه خیر کثیر،مبدا ومنشا انتشار وکثرت نسل وذریهء نبی خاتم وغایت آفرینش است.عبادت فاطمه (س) عرش رانورانی وشفاعتش همه دوستان ومحبان اهل بیت را بهره مند می کند.خداوند چون خواست ارزش ومنزلت زن را به جهانیان بفهماند،زهرای مرضیه را آفرید.
تاحجتی باشد برای زنان در ولایت الهیه،درقرب الهی،در عظمت وبزرگی روح واندیشه وعلم وایمان وکمال وفضیلت وعبودیت وزهد وشور وعشق ومحبت ومعنویت،درحیا وعفت وقناعت وصبرواستقامت ومادر بودن وتربیت فرزند وهمسربودن و ولایت محوری و ولایت پذیری وشجاعت وشهامت وشهادت دررا خدا.
فاطمه(س) مفتاحی است برای فتح معنویت در میدان زندگی زنان جامعهءامروز بشری که در تاریکی و پلیدی فرو رفته اند. هر کسی با دوستی فاطمه بمیرد شهید است،مومن و با ایمان کامل است و خداوند قبر او را زیارتگاه ملائکه رحمت قرار داده وچون ملک الموت به هنگام مرگ که به بالین او آید بهشت را بشارت دهد و چنان با تشریفات او را به بهشت برند،که گوئی عروس به خانه داماد می برند.
آری این است مقام و منزلت فاطمه(س) وآل فاطمه و دوستداران آنها. اما دریغ که سوداگران زور و تجاوز از هر طرف بر شیشه وجود او سنگ ستم زدند و جمع منافقان جلوه حق را ندیده و تجلی اسلام را زیر پا گذاشته و دم از اسلام زدند. اما نور فاطمه(س) که تجلیّش در خطبه قرّائش در مسجد رسول اکرم(ص)هویدا است، که هر مکر و حیله ای را تا ابد تحت شعاع خود قرار داده .
واز جرقهء وجودش هزاران هزار شعله منّور شده و خواهد شد. و اینک با فرازی از خطبهء شریف آن حضرت سخن را به پایان می رسانیم:(خداوند به نور وجود محمد(ص) تاریکیهای جهالت را از دلها زُدود و به نور ایمان روشن فرمود و شُبهات قلوب را با افاضات تعلیمات عالیه او بر طرف ساخت، تیرگی دلهارا به روشنی تبدیل نمود .
و نادانیها را به دانش منّور گردانید، پدرم به امر حق برای راهنمائی و هدایت و ارشاد خلایق قیام نمود تا گمراهان را از گرداب ضلالت و جهالت نجات داده و نا بینائی دلها را به نور قرآن و شریعت هدایت فرمود و آنها را که در پرتگاه خطرناکی بودند به دین خدا دعوت کرد او خود ترجمان عملی دین اسلام بود،تامردم را به اعمال خود به راه راست دلالت فرماید.) والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
توازن عددی درسوره حمد
سوره حمد دارای 7آیه است که بادقت در این آیات نورانی این موارد به دست می آیند:
1-کلمه"الله" بادیگر اسمای حسنای الهی 7بار در این سوره تکرار شده است:
الله=2بار الرحیم=2بار الرحمن=2بار مالک=1بار
2-در این سوره شریف 7صفت یعنی 7 اسم درنقش صفت وجود دارد :
الرحمن (صفت الله)=2بار رب (صفت الله) = ۱ بار الرحیم (صفت الله)=2بار
مالک (صفت الله)= 1بار المستقیم (صفت صراط)=1بار
3-در این سوره مبارک 7 حرف (در مقابل اسم وفعل)به کار رفته است:
-باء ، در"بسم" - علی،2بار در"علیهم" -لام ، در"لله" -واو در" ولا"
-واو در " وایاک" - حرف نفی لا در" ولا"
4-آیه 78 سوره حجر،در اشاره به سوره حمد می فرماید:" ولقد آتیناک سبعا من المثانی والقران العظیم."لذا یکی از نامهای مقدس سوره فاتحه الکتاب ،" سبع المثانی" است وگویای این است که سوره مبارک حمد 7 آیه دارد.جالب اینکه آیه مذکور (آیه 78 سوره حجر)فخود از 7 کلمه تشکیل شده است.
جالبتر اینکه اگر تعداد کلمات موجود دراینآیه رااز عدد حروف آن کسر نماییم،عدد 29به دست خواهد آمد که بیانگرتعداد کلمات موجود در سوره فاتحه الکتاب است.(29=7-36). والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
اهل بیت وتوازن عددی درقرآن
در لسان مبارک رسول اکرم"ص"، اصحاب کسا،بسیار گرامی داشته شده اند.اصحاب کسا،همان اهل بیت گرامی رسول الله"ص" می باشند.
به عبارت دیگر اینان همان پنج تن اند که عبارتند از: (محمد،علی،فاطمه،حسن وحسین"علیهم السلام")،آری اینان همانند که رسول اکرم"ص" درشانشان فرمود:
" پروردگارا،اینان اهل بیت منند...".این فرمایش ازحدیث کسا است واین پنج تن برگزیده الهی را،اصحاب کسا مینامند.
درقرآن کریم،اشتقاقهای کلمه " کساء"،5 بار،درست به عدد اصحاب کسا به کار رفته است. در روایات اهل سنت واهل شیعه آمده است که امامان ،پس از رسول خدا"ص" 12نفرهستند که همگی آنان از قریش می باشند.
جالب اینکه کلمه امام درحالات مختلفی در قرآن کریم،12باربه کار رفته است.
مشتقات کلمه "شاع"یا "شیع"- که کلمه "شیعه" از آن گرفته شده،در قرآن کریم 12بار به کار رفته است.جمله معروف "الائمه من قریش" (امامان از قریشند.)،از 12حرف تشکیل شده است.
نام مبارک اولین امام شیعیان، (علی بن ابیطالب)،از12حرف تشکیل شده است.می دانیم که آن امام عزیز وبزرگوار ومظلوم، (امیر المومنین) و(العروه الوثقی) و(الصدیق الاکبر) و(یتلوه شاهد منه) است.
جالب اینکه همه موارد یاد شده از 12حرف تشکیل شده اند. نکته جالب دیگر این که پس از حذف حروف مکرراز کلمه "امیر المومنین" تنها 7حرف باقی می ماند.(به تعداد 7 آیه سوره حمد.وسوره حمد، سبع المثانی نام دارد.)،
حتی پس از حذف حروف مکررازکلمه "علی بن ابیطالب" تنها 7حرف باقی می ماند.
نکته جالب دیگر اینکه،تعداد حروف اسامی ائمه علیهم السلام،پس از حذف حروف مکرر،12حرف است.
ونیز با حذف نامهای مکرر14معصوم علیهم السلام،تنها7 نام غیر مکرر باقی می ماند که باز هم سوره حمد وسبع المثانی ،تداعی می شود.(محمد-علی-فاطمه-حسن-حسین-جعفر-موسی).
وکلام آخر اینکه ،حروف غیر مکرر نامهای مقدس ونورانی ومعزز14معصوم علیهم السلام، 14حرفند که عبارتند از:(م ح د ع ل ی ف ا ط ه س ن ر و).وجالب تر اینکه حروف نوانی قرآن کریم نیز 14حرفند. والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
ختم سوره واقعه و دعاي مخصوص براي وسعت رزق و تسهيل امور مهم
علامه محمد باقر مجلسي از مولا و سرورمان حضرت امام زين العابدين عليه
السلام نقل مي كنند كه حضرت فرمودند :
زمانيکه اول ماه [قمري] روز دوشنبه بود آغاز کن به قرائت سوره واقعه (اذا
وقعت الواقعه). در روز دوشنبه يک بار و در روز بعد دو بار به همين نحو تا روز
چهاردهم که چهار ده بار خوانده ميشود و در هر پنجشنبه بخوان يک بار
دعاي زير را براي توسعه در رزق و آسان شدن امور و کارهاي مشکل و
اداي ديون. تأثير اين عمل و اين دعا بارها تجربه شده و اين را شما از جهال
و سفيهان پوشيده بداريد.
يا ماجِدُ، يا واحِدُ، يا جَوادُ، يا حليمُ، يا حَنّانُ، يا مَنّانُ، يا کَريمُ اَسْألُک تُحْفَةً مِنْ
تحَفِکَ تَلُمُّ بها شَعْثي وَ تَقْضي بها دَيني وَ تُصْلِحُ بها شَأني برَحْمْتِکَ يا
سَيدي.
اَللّهُمَّ اِنْ کانَ رِزْقي فِي السَّماءِ فَأنْزِلْهُ وَ اِنْ کانَ فِي الْاَرْضِ فَأخْرِجْهُ وَ اِنْ کانَ
بَعيداً فَقَرِّبْهُ وَ اِنْ کانَ قَريباً فَيسِّرْهُ وُ اِنْ کانَ قَليلاً فَکَثِّرْهُ وَ اِنْ کانَ کَثيراً فَبارِکْ
لي فيهِ وَ أرْسِلْهُ عَلي اَيدي خِيارِ خَلْقِکَ وَ لا تُحْوِجْني اِلي شِرارِ خَلْقک. وَ اِنْ
لَمْ يکُنْ فَکَوِّنْهُ بکِينُونِيتِکَ وَ وَحْدانِيتِکَ، اَللّهُمَّ انْقُلْهُ اِلَيّ حَيثُ اَکُونُ وَ لا تَنْقُلْني
اِلَيهِ حيثُ يکُونُ، اِنَّکَ عَلي کُلِّ شَِيءٍ قَديرٌ. يا حَي يا قَيومُ، يا واحِدُ يا مَجيدُ، يا
بَرُّ يا رَحيمُ يا غَني، صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ تَمِّمْ عَلَينا نِعْمَتَکَ، وَ هَنِّئْنا
کَرامَتَکَ، وَ اَلْبسْنا عافيتَکَ. (الصحيفة الفاطمية الجامعة ص 178 و 179)
در کتاب «الئالي المحزونه» آمده بعد از هر سوره در هر روز اين دعا خوانده
شود:
يا مُسَبِّبَ الاَسبابِ وَ يا مُفَتِّحَ الاَبوابِ يَسِّر عَلَينا الحِسابَ وَ سَهِّل عَلَينا
العِقابَ.
اَللّهُمَّ اِنْ کانَ رِزْقي فِي السَّماءِ فَأنْزِلْهُ وَ اِنْ کانَ فِي الْاَرْضِ فَأخْرِجْهُ وَ اِنْ کانَ
بَعيداً فَقَرِّبْهُ وَ اِنْ کانَ قَريباً فَيسِّرْهُ وُ اِنْ کانَ يَسيراً فَکَثِّرْهُ وَ اِنْ کانَ کَثيراً فَخَلِّدهُ
وَ اِن کانَ مُخَلَّداً فَطَيِّبهُ وَ اِن کانَ طَيِّباً فَبارِک لي فيهِ وَ اِنْ لَمْ يکُنْ فَکَوِّنْهُ
بکِينُونِيتِکَ وَ وَحْدانِيتِکَ، اَللّهُمَّ انْقُلْهُ اِلَيّ حَيثُ اَکُونُ وَ لا تَنْقُلْني اِلَيهِ حيثُ
يکُونُ (الصحيفة الفاطمية الجامعة ص 178 و 179)
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا فلسفه از علوم اسلامی است؟
از دیدگاه های استاد شهید مرتضی مطهری ( ره )
استاد شهید مطهری ، معتقد است علوم اسلامی رابه چند گونه می توان تعریف کرد :
1- علومی که موضوع و مسائل آن علوم ، اصول یا فروع اسلام است و یا چیزهایی است که اصول و فروع اسلام به استناد آنها اثبات می شود ، یعنی قرآن و سنت ، مانند علم قرائت ، علم تفسیر، علم حدیث ، علم کلام نقلی ، علم فقه ، علم اخلاق نقلی .
2- علومی که مقدمه علوم مذکور در فوق هستند ؛ مانند : ادبیات عرب ( صرف و نحو و لغت و معانی و بیان و بدیع وغیره ) و مانند کلام عقلی ، و اخلاق عقلی ، وحکمت الهی و منطق و اصول فقه ، و رجال و درایه .
3- علومی که به نحوی جزء واجبات اسلامی است ، یعنی علومی که تحصیل آن ولو به نحو واجب کفائی برمسلمین واجب است و مشمول حدیث نبوی می گردد : ( طلب العلم فریضه علی کل مسلم. )..... وهمچنین علومی که مقدمه تحصیل و تحقیق این علوم است نیز از باب " مفدمه واجب " واجب است ؛
یعنی در حوزه ی اسلام لازم است ، لااقل به قدر کفایت همواره افرادی مجهز به این علوم وجود داشته باشند .... اکنون می گوییم که علوم " فریضه " که بر مسلمانان تحصیل و تحقیق در آنها واجب است منحصر به علوم فوق نیست بلکه هر علمی که برآوردن نیازهای لازم جامعه ی اسلامی موقوف به دانستن آن علم و تخصص و اجتهاد در آن علم باشد بر مسلمین تحصیل آن علم از باب به اصطلاح " مقدمه تهَیّوئی " واجب و لازم است .
مثلا جامعه نیازمند به پزشک است از این رو عمل پزشکی واجب کفایی است یعنی واجب است به قدر کفایت پزشک وجود داشته باشد . و چون پزشکی موقوف به علم پزشکی است قهراً تحصیل علم پزشکی از واجبات کفایی است . همچنین سایر علوم و فنون و صنایع که جامعه به آنها نیاز دارد و حفظ جامعه ی اسلامی و کیان آن موقوف به این است که علوم و صنایع را در عالی ترین حد ممکن تحصیل کنند ، آن علوم در همان سطح واجب می گردد .
4 – علومی که در حوزه های فرهنگی اسلامی رشد و نما یافته است ، اعم از آنکه از نظر اسلام آن علوم واجب و لازم بوده و یا نه و اعم از آنکه آن علوم از نظر اسلام ممنوع بوده است یا نه ، ولی به هر حال در جامعه ی اسلامی و در میان مسلمانان راه خود را طی کرده است ، مانند نجوم احکامی ( نه نجوم ریاضی ) و بعضی دیگر .
علم نجوم آنجا که از حدود محاسبات ریاضی خارج می شود و جریانات زمینی ، و به یک سلسله غیب گویی ها در باره ی حوادث زمین منتهی می شود ، از نظر اسلام حرام است . ولی در دامن فرهنگ و تمدن اسلامی هر دو نجوم وجود داشته است .
باید بگوییم که مقصود از علوم اسلامی .... همان است که در شماره ی 3 تعریف کردیم ، یعنی علومی که به نوعی از نظر اسلام " فریضه " محسوب می شود و در فرهنگ و تمدن اسلامی سابقه ی طولانی دارد و مسلمانان آن علوم را از آن جهت که به رفع یک نیاز کمک می کرده و وسیله ی انجام یک فریضه بوده ، محترم و مقدس می شمرده اند .
بدیهی است که هیچ فرهنگی در جهان نداریم که از فرهنگ ها و تمدن های دیگر بهره نگرفته باشد ولی سخن در کیفیت بهره گیری و استفاده است . فرهنگ اسلامی مانند یک سلول زنده رشد کرد و فرهنگ های دیگر را از یونانی و هندی و ایرانی و غیره در خود جذب کرد و به صورت موجودی جدید با چهره و سیمایی مخصوص به خود بروز و ظهور کرد و به اعتراف محققان تاریخ فرهنگ و تمدن ، تمدن اسلامی در ردیف بزرگترین فرهنگ و تمدن های بشری است .
بنابراین بر اساس مباحث فوق ، فلسفه و حکمت کاملا یک علم و دانش اسلامی است هرچند منشاء اولیه ی آن در فرهنگ یونانی و ایرانی وجود داشته است اما مسلمین خود با تلاش و کوشش و اجتهاد کامل علمی و فلسفی و براساس مبانی و موازین فکری و مکتبی دین مبین اسلام و بر پایه ی معارف عمیق عقلی و فکری و فلسفی موجود در منابع اسلامی ،
فلسفه ی اسلام را به عنوان یک فلسفه ی مستقل ، ابداع و بارور و شکوفا کرده اند ، آنچنان که در درون این نظام فلسفی ، مکاتب فلسفی متعددی همچون مشّاء و اشراق و حکمت متعالیه وجود دارد که بیان و بررسی و ارزیابی و مقایسه و شرح تاریخی این مکاتب خود مباحث مستقل دیگری را می طلبد .
به هرحال مسلمین فلسفه و حکمت را از لحاظ متد و روش به چهار نوع تقسیم کرده اند که عبارتند از :
1 – حکمت استدلالی ، متکی به قیاس و برهان است ، سر و کارش فقط با صغرا و کبرا و نتیجه و لازم و نقیض و ضد و امثال اینها است .
2 – حکمت ذوقی ، سر و کارش تنها با استدلال نیست ، بیشتر با ذوق و الهام و اشراق است . بیشتر از آنچه از عقل الهام می گیرد از دل الهام می گیرد .
3 – حکمت تجربی ، آن است که نه با عقل و استدلال قیاسی سر و کار دارد و نه با دل و الهامات قلبی . سر و کارش با حس و تجربه و آزمایش است . یعنی نتایج علوم را که محصول تجربه و آزمایش است با مربوط کردن به یکدیگر به صورت حکت و فلسفه در می آورد .
4 – حکمت جدلی ، استدلالی است ، اما مقدمات استدلال در این حکمت ، آن چیزهایی است که منطقیّین آنها را " مشهورات " یا " مقبولات " می خوانند . حکما معتقدند که اصول اساسی دین ، با مقدمات برهانی و متکی بر بدیهیات اولیه بهتر قابل استدلال است تا با مقدمات مشهوری و جدلی و چون در دوره ی اسلامی ،
خصوصا در میان شیعه ، تدریجا فلسفه بدون آنکه از وظیفه ی بحث آزاد خود خارج گردد و خود را قبلا " متعهد " سازد ، به بهترین وجهی اصول اسلامی را تایید کرد ، لهذا حکمت جدلی تدریجا به دست امثال خواجه نصیرالدین طوسی رنگ حکمت برهانی و حکمت اشراقی گرفت و کلام تحت الشعاع فلسفه واقع شد.
رجوع شود به کتاب آشنایی با علوم اسلامی ، اثر شهید متفکر ، استاد مطهری ، جلد اول ، تمام درس اول و صفحه ی 184 و 185 تا 187 . والسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
فلسفه اسلامی
فلسفه اسلامی، دانشی است عقلی و معقول و استدلالی که توسط حکیمان مسلمان تا سیس و تکمیل گردیده،گاهی کلام اسلامی و فلسفه اسلامی در مرحله ای قابل جمع بوده اند.فلسفه اسلامی با دین همراهی داشته و هرگز در تعارض نبوده است،از فارابی و بوعلی و خواجه نصیروشیخ اشراق ومیرداماد وملاصدرا وملاهادی گرفته تا حضرت امام وعلامه طباطبایی واستاد مطهری و مرحوم سیدجلال آشتیانی و دکترداوری ودکتردینانی، همه وهمه اذعان واعتراف می کنند که فلسفه اسلامی هرچنددارای مکاتب متعددی است اما مسلمین از همان آغازی که تفکر فلسفی داشتند؛ آن تفکر بادین ودینداری هماهنگ بوده،
ومسلمانان تلاش وسعی نموده اند که ثابت کنند تفکر فلسفی واستفاده ازعقل نظری،میدان دین ومعارف دین و معارف دینی را تنگ ومحدود نمی کند وهیچ تزاحم وتعارضی میان دین و فلسفه وجود ندارد.هر چند ورود فلسفه به جهان اسلام از طریق ترجمه های سریانی واسکندرانی پس از قرن سوم صورت گرفته است.
اما حکمت اسلامی وخصوصا شیعی درجوهراندیشه فلسفی مسلمین موج می زند که برخی ازروی عمد وبرخی ازروی جهل آن را نادیده می گیرند.ابداعات فکری ونوآوری فلسفی،حکمای مسلمان آنقدر وسیع و متعدد است که به حق نمی توان،فلسفه اسلامی را، فلسفه یونانی دانست،و چنین ادعای مطلقی،صادقانه نیست.رهبری نظام اسلامی راحکیم و عارف برجسته ای چون امام بر عهده داشتند.ایشان بر اساس حکمت ودیانت ومعنویت،مدیریت اجتهادی و فقیهانه خود را اعمال می کردند.
حقیقت فلسفه اسلامی محصول اندیشه های فلسفی عمیق فلاسفه مسلمانی است که با نهج البلاغه،التوحیدشیخ صدوق،احتجاج طبرسی، و درصدرهمه آیات بینّات قرآن کریم درحوزه هستی، شناسی خداشناسی،انسان شناسی،روح شناسی، هدف آفرینش،عوالم هستی و دههاموضوع ویژه وخاص اسلامی دیگرآشنایی عمیق داشته اند،کتاب علی و فلسفه الهی،اثرعلامه طباطبایی،سیری درنهج البلاغه اثر شهید مطهری و الهیات درنهج البلاغه اثرشهید کترمفتح،و تقریرات درس فلسفه حضرت امام خمینی"ره"درسه جلد،کتاب طلب واراده آن حکیم بزرگوارودهها اثربرجسته دیگراز، دیگر حکمای الهی ایران واسلام؛
حکمایی الهی،نظیرعلامه حسن زاده،علامه جوادی آملی،علامه مصباح یزدی که آثاربرجسته نامبردگان واساتید و شاگردان آنان،خود بحث مقصلی دارد.فقهای فیلسوف،فلاسفه مفسر،علمای اصولی،عرفای حکیم وفقیه بسیاری درتاریخ معاصربه چشم می خورد که ادعای تعارض علوم نامبرده با دین و دینداری را نفی می کند.
متاسفانه برخی افتخارشان به رد کردن است،با هر شیوه ای که باشد،آن هم غیابی،مثلا پس ازرحلت علامه طباطبایی و شهادت استاد مطهری وارتحال حضرت امام"ره"،ظهورمی کنند و منتقد فلسفه اسلامی،عرفان اسلامی،کلام اسلامی،فقه سیاسی،ولایت فقیه ،اصول فقه و منطق صوری و... می شوند،منطقی که به نام ارسطواست اما اکثر مسائل و مباحثش ابداع و ابتکارمسلمین است.
هیچ فقیه اصولی شیعه،ضدعقل و اندیشه و برهان و استدلال عقلی نیست.هیچ فقیه اصولی شیعه،ضد علم اصولی که منطق فقه و فقاهت است،نیست.هیچ فقیه اصولی شیعه ضد علم منطق صوری و منطق نظری نیست.هیچ فقیه اصولی شیعه ضد عقل نظری و حکمت نظری نیست.بلکه همه اذعان دارندکه عقل واندیشه جایگاه خاصی درفهم دین ومعارف دینی دارد،نقش ویژه ای درفقاهت و اجتهاد و اصول فقه دارد.
برای بحث بیشتر، مطالعه عمیق مقدمه ج 5کتاب اصول فلسفه وروش رئالیسم به قلم استادشهیدعلامه مطهری ومقدمه کتاب عدل الهی اثرایشان ضروری به نظر می رسد. بنابراین فلسفه اسلامی،فلسفه ای مستقل است،نه یونانی است،نه التقاطی است،نه کلام اسلامی است. آری فیلسوف مسلمان، فیلسوفی است که پس از تحقیق و پژوهش، مبنای فکری و فلسفی خود را،از دین مبین اسلام وآموزه های آن اخذ کرده و گرفته است. خلاصه اینکه فلسفه اسلامی با دیانت و معنویت اسلام پیوند دارد. یعنی تنها فقه، یک علم اسلامی نیست، علوم اسلامی دیگری هم وجود دارد ، ازجمله فلسفه اسلامی .فلسفه اسلامی رابدون معنویت و تعالیم توحیدی و هستی شناسی وانسان شناسی وشناخت شناسی اسلامی نمی توان شناخت.
1-شفای بوعلی سینا 2- اشارات بوعلی سینا 3- حکمه الاشراق سهروردی 4- اسفارملاصدرا 5-منظومه ملاهادی سبزواری 6-بدایه ونهایه علامه طباطبایی 7-شرح العیون علامه حسن زاده ودهها کتاب دیگرگواه براسلامی بودن فلسفه اسلامی وجود دارد که به سادگی نمی توان آنها را نادیده گرفت یا برآنها خط بطلان کشید. البته فلسفه دانشی بشری است،با دین وعلوم تجربی وسایر معار ف الهی و بشری دیگر متفاوت است، فلسفه معرفت ودانش ومطالعه ای است پیرامون مسائل کلی هستی، که تکیه اش براستدلالهای عقلانی است اما معرفت خالص دینی بر وحی الهی است.
فلسفه دارای شاخه های مختلف است از جمله:1- منطق 2- معرفت شناسی 3-مابعدالطبیعه ،4- فلسفه هنر،5- فلسفه دین، 6-فلسفه سیاست،7- فلسفه علم و8- فلسفه اخلاق ،که سه قسم اول حکمت نظری وسایر اقسام .ُُِ حکمت عملی هستند. به هرحال فلسفه تلاش عقلی و استدلالی پیرامون شناخت مسائل کلی وجود،به قدر،توان و طاقت بشری است.بدیهی می باشد چنین تلاشی هیچگونه منافاتی با دین و دینداری و با اسلام و مسلمان بودن و با تشیع وشیعه بودن ندارد. والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد مطهری معلمی راهگشا
" اول العلم معرفه الجبار و آخر العلم تفویض االامر الیه "
شهید مطهری ، اسوه ی علم و ایمان و عمل و الگوی تقوا و سیاست و شهادت است . هنوز او در اندیشه های آگاه و بیدار و قلوب مشتاقان عاشق ، پر تپش حضور دارد . استاد مطهری همه ی عمر خود را در راه دیانت و معارف دینی و معنویت و تقوا و تدریس و تحقیق و نگارش سپری کرد .
وی به حق بنیانگذار مبارزه با کژی ها و ناراستی ها و تفکرات باطل الحادی و التقاطی بوده است و سرانجام در همین راه جان مطهرش را نثار راه تطهیر اندیشه ی دینی کرد و عاقبت در روز دوازدهم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و پنجاه و هشت به ملاء اعلی پیوست .
شهید مطهری در دوازدهم بهمن ماه هزار و دویست و نود و هشت شمسی در قریه ی فریمان واقع در دوازده کیلومتری مشهد مقدس متولد شد .
وی یکی از فلاسفه ی مشهور عالم اسلام در عصر حاضر است . آن شهید مطهر محضر اساتید بزرگوار و دانشمندی همچون آیت الله العظمی بروجردی ، عالم ربانی و فیلسوف اندیشمند و مفسر بزرگ قرآن علامه طباطبایی و محضر درس نورانی و هدایتگر حضرت امام خمینی (رحمه الله تعالی علیهم اجمعین ) را درک کرده و علاوه بر موارد فوق، نزد اساتید دیگر نیز به تحصیل علم و دانش و کسب فضیلت و تقوی پرداخت به همین جهت شهید مطهری پیوسته از اساتید خود در سرار عمرش به نیکی یاد کرده است .
این استاد و معلم و متفکر و شهید بزرگوار ، کم سخن و اغلب ساکت و بسیار متفکر و با دقت بود . او بسیار آرام ، مودب ، صمیمی و بی ریا و بی آلایش بود و نسبت به حفظ شعائر اسلامی و ظواهر مذهبی در زندگی تاکید بسیار داشت . به قول حضرت امام خمینی ( ره ) : " مطهری در طهارت روح و قدرت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بود. "
استاد شهید مطهری در علومی مانند فلسفه ، عرفان ، فقه ، اصول و اخلاق دارای تخصص و اجتهاد بود . وی از بهترین تربیت شدگان و بزرگترین شاگردان امام خمینی ( ره ) محسوب می شد و به همین دلیل استکبار جهانی از همان آغاز انقلاب روی شخصیت هایی نظیر استاد مطهری حساسیت زیاد داشت .
زیرا اینگونه شخصیت ها پیوسته علم و عمل و درس و بیان و قلم و گفتار خود را علیه فساد و استبداد و استعمار به کار می گیرند ، به همین جهت مفسدین و مستبدین و استعمارگران از چنین شخصیت هایی پیوسته در هراس بوده و هستند .
استاد مطهری به حق اسوه ی علم و دانش و معلمی بود ، به همین جهت ایام شهادت این بزرگمرد را روز معلم و هفته
معلم نامگذاری کرده اند ، تا هم سپاسی باشد از این معلم ارزشمند انقلاب و هم عبرتی باشد برای سایر معلمان و اساتیدکه افکار و اندیشه های این استاد بزرگوار را زنده نگه دارند و هم راه او را در سنگر علم و ایمان و تقوا ادامه دهند .
از همین رو است که امام بزرگوار امت ، حضرت امام خمینی ( ره ) فرمود : " من به دانشجویان و طبقه ی روشنفکر متعهد توصیه می کنم که کتاب های این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود ."
استاد مطهری معلمی بود که توطئه گران و غارتگران بین المللی گمان می کردند که با به شهادت رساندن او به فرهنگ انقلاب و عزم ملت آسیب وارد می کنند در صورتی که خون استاد شهید مطهری ، این استاد بزرگوار و معلم ارجمند هم ملت را مصمم تر کرد و هم درخت انقلاب را بارورتر نمود و فرهنگ اسلامی این انقلاب را نه تنها در ایران بلکه در میان تمام ملل محروم جهان تثبیت کرد .
یکی از ویژگی های اصلی و عمده ی شخصیت شهید برگوار استاد مطهری ، روحیه ی معنوی و روحانی او بوده است . همان ویژگی که خاص نظام تعلیم و تربیت حوزوی و از اختصاصات نظام طلبگی است . هر طلبه ای آنگاه می تواند در نظام تربیتی و علمی حوزه موفق گردد که جدا خود را برای رشد معنوی و روحانی آماده ساخته باشد و پیوسته در جهت تقویت و تعالی معنوی و دینی و علمی خویش سعی و تلاش جدی نماید .
اصولا او علم را هم برای عمل و دین و ایمان می خواهد ، علم و اموزش او توام با تقوا و ایمان و همراه با عمل صالح است و آنچه جز خدا و معرفت خدا باشد مطلوب او نیست و او نمی خواهد . و این اولین و مهمترین درسی است که استاد شهید مطهری بزرگ ، به همه ی معلمین و اساتید مسلمان و معتقد داده است و لذا بر همه ی معلمین و اساتید رهرو استاد بزرگوار واجب است که در فراگیری و عمل دقیق به حتوای این درس عظیم الهی و انسانی کمر همت قویا بربندند .
آری ، شهید مطهری هم یک معلم و هم یک استاد بود و هم یک طلبه . معلمی طلبه و طلبه ای معلم . به همین مناسبت او دائم در سیر سازندگی خود و دیگران ، سخت فعالیت و تلاش می کرد ، آری توجه و اصلاح خویش و دیگران شیوه ی تعلیمی و تربیتی همه ی مردان خدا است . مردانی که موسی صفت در پی یافتن خضر راه ، به راه می افتند و از علم او راه رشد خود را هموار می سازند و این همان ( تعلیم و تعلم ) است که به تعبیر امام ( ره ) ، ( عبادت ) می باشد.
تدریس و درس خواندن برای ساختن و ساخته شدن . برای نورانی شدن و نورانی کردن . برای هدایت شدن و هدایت کردن و برای بندگی و عبودیت خدا ، دارای ارزش ذاتی است در غیر این صورت ، علم با این همه عظمت ، ابزار دنیا واقع می شود که وبال گردن کسانی است که علم را برای دنیا کسب می کنند .
شهید مطهری ، معلمی بود عالم ، و عالمی بود معلم . روشن و روشنگر ، هم مرد علم بود و هم مرد دیانت ، هم مرد تقوا بود و هم مرد سیاست . او هم خبره ی علم و دین بود و هم خبره ی تقوا و سیاست . و این درس دیگری است که استاد شهید به همه ی معلمین و اساتید مسلمان تعلیم داده که روشن و روشنگر باشند و از وضع جامعه و اوضاع جهان با خبر بوده ، دیگران و خصوصا شاگردان خویش را از حقایق بهره مند سازند .
شهید مطهری دارای روحی پاک و فکری آزاد و شخصیتی مستقل بود و هرگز و به هیچ بهانه و قیمتی پاکی روح و ازادی فکر و استقلال شخصیت خویش را از دست نمی داد . و این درس دیگری است که این شهید بزرگوار به همه ی اهل ایمان و اعتقاد خصوصا اهل علم و دانش اعم از دانشگاهی و حوزوی تعلیم داده است .
آینده نگری و دوراندیشی ، خیرخواهی و یاری رساندن به دیگران و مهمتر از همه جلب اعتماد متربی و شاگردان به وسیله ی صمیمیت و صداقت و رازداری و محبت و تواضع و سرّ نگه داری از اساسی ترین رهنمودهای زندگی علمی و معلمی استاد مطهری برای همه ی معلمین و اساتید می باشد .
استاد مطهری مدرسی منظم و دقیق بود و با زبانی شیوا و ساده ، علمی ترین مباحث را تدریس می کرد . وی به اصل تشویق و تنبیه بر اساس عدالت کاملا معتقد بود و اصولا هر معلمی که عاشق تعلیم و تعلم و علم است ، کلاس و تدریس را جدی می گیرد . به علاوه شهید مطهری بزرگوار ، مظهر اخلاق الهی ، تقوای الهی و علم الهی بود و به عبارت دیگر آن بزرگوار از هر نظر اسوه و الگو بود .
از نظر علمی ، از نظر ایمانی ، از نظر اخلاقی ، از نظر عملی و خلاصه در همه ی ابعاد ظاهری و باطنی و ... او اسوه بوده است . مطهری اندیشمندی سیاستمدار و یکی از مدافعین جدی و معتقد به سیاست نظام جمهوری اسلامی ایران بود . وی با بیان و قلم خویش تا پای جان از حقانیت این نظام دینی و اسلامی به خصوص از حفظ اصالت هویت توحیدی و ولایی این نظام دفاع کرد و نهایتا در همین راستا شهید شد و به لقاء الله پیوست .
آگاهی به نیاز های نسل جدید و جوان ، یکی از برجسته تریت خصائص این شهید سعید بود ؛ وی بیان و قلم خویش را براساس همین نیازهای روز و جدید فکری ، عقیدتی ، اخلاقی ، سیاسی و هنری به کار می گرفت و به همین جهت وی عالمی خلاق و مبتکر و آگاه به زمان بود و بر این اساس آثار وی پیوسته پر برکت و راهگشا و هدایتگر بوده است ؛ روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
جایگاه سنت و حدیث
بی شک اصلی ترین واساسی ترین منبع از میان منابع شناخت اسلام ،قرآن کریم است.قرآن ،کتاب الله وکلام الله است.وحی الهی و کلام الهی وسخن خدای متعال است.معجزه نبی اکرم "ص" و سند نبوت آن حضرت است.کتاب نور و هدایت واندیشه ودرایت است.قانون قطعی و مسلم ومبدا ومنبع اصلی شرایع واحکام دین مبین اسلام است.آنچه آشکارا درتعارض با احکام و قوانین و اوامر و نواهی قرآن مجید،باشد،باطل و مردود است.کتابی است که هیچ باطلی ،هرگز در آن راه نمی یابد. بنابر این،منبع اساسی حق ،قران کریم است.
سیره وسنت معصومین "سلام الله علیهم اجمعین"،پس از قرآن مجید،دومین منبع از منابع شناخت اسلام به شمار می آید. البته سیره وسنت دارای اقسامی است که مهمترین آن اقسام ،حدیث یا روایت است.حدیث وروایت نیز اقسامی دارد که مورد بحث ما در این گفتار نیست،لذا به اصل بحث می پردازیم. حدیث یا روایت ،همان سنت قولی و گفتاری است.
از میان اقسام حدیث و روایت، احادیت قطعی و مسلم و متواتر در درجه اول ارزش و اهمیت قرار دارند. سیره و سنت معصومین(ع)، بخصوص سیره و سنت پیامبر(ص)، همراه با تاریخ تمامی زندگی نورانی آن حضرت بسیار روشن و آشکار است.
بسیار دقیق همراه با تمام جزیئات آن ثبت و ضبط گردیده است به طوری که درآن مورد هیچ گونه شگ و تردیدی وجود ندارد. قرآن کریم پیامبر(ص)را به طور مطلق و در همه موارد "اسوهء حسنه" برای همگان دانسته است و می فرماید:(لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر و ذکرالله کثیرا.)[احزاب/20]
همچنین قرآن کریم،به طور مطلق پس از امر به اطاعت از خدای متعال،امر به اطاعت از پیامبر خدا(ص) و ائمه معصوم شیعه می دهد.و این به سبب معصوم بودن آن بزرگواران است که پس از خدا و قرآن، سنت و سیره و حدیث و روایات آنان مطاع اهل ایمان است.[سوره نساء/59 ومائده/92]
علی(ع) در این مورد می فرماید:"خداوند با بعثت پیامبر(ص) شریعتهای ناشناخته را شناساند و ریشه بدعتهای راه یافته در ادیان الهی را قطع و احکام و مقررات الهی را بیان فرمود، پس هر کس جز اسلام را، دین خود برگزیند به یقین شقاوتش ثابت و پیوندش از خدا بریده و سقوطش سهمگین و سرانجامش رنج و اندوه بی پایان و شکنجه ای پر درد است.[نهج البلاغه خطبه/161]
قرآن کریم همچنین می فرماید: "آنچه را رسول خدا به شما می دهد و یا امر می کند، آن را بگیرید و پیروی کنید و از آنچه شما را نهی می کند بپرهیزید و دوری کنید".[سوره حشر/7] بنابر این امر و نهی پیامبر(ص) و همچنین امر و نهی سایر معصومین(ع)، بنابر فرمان صریح قرآن، واجب الاتباع است.ودر حقیقت همه موارد فوق در کلام نورانی پیامبر(ص) یعنی در حدیث شریف ثقلین به صورت بسیار آشکار بیان شده اند.
علاوه بر آن پیامبر اکرم(ص) در روایت دیگری چنین می فرماید:" اعطیت جوامع الکلم"یعنی خداوند همه کلمات جامع را به من داده است. و نیز آن حضرت فرموده است :"نضرالله عبدا سمع مقالتی فوعاها فبلغها من لم یسمعها" یعنی خداوند چهرهءکسی را که سخنم را بشنود و ضبط کند و سپس به سایرین برساند، شاد و خرم کند.
به هر حال سنت و حدیث معصومین(ع)، خصوصا سنت پیامبر(ص) مهمترین ابزارو وسیله در درک و فهم و تفسیر قرآن و استنباط احکام شرعی بشمار می روند پس پرداختن به آنها یعنی نقل و تدریس و بازگو کردن آنها برای دیگران یکی از مهمترین راههای تبلیغ و ترویج و تعلیم اسلام است.
در این راستا باید آگاهی بخشی، بیدارگری، تربیت کنندگی، هدایتگری و جذب به اسلام عزیز، عالمانه، خردمندانه، با مهر و محبت و عاطفه، صادقانه ،خیرخواهانه، همراه با عزت و کرامت نفس مخاطب و عادلانه و از روی تواضع و دل سوزی و برای رضای خدا و گسترش دین مبین اسلام صورت پذیرد.
سبک و سیره پیامبراسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) در این مورد دارای اصولی روشن و معقول و مستحکم و منطقی و ثابت و قاطع و متقن می باشند که امید است، با شناسایی ومعرف بسبت به آنها ،در جهت تحکیم و تثبیت معارف و عقاید دینی خود و دیگران از آنها بهرهء شایسته را بر گیریم. والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
صهیونیستها در پروتکلهایشان چه گفته اند؟/8
1- وقتی گروه زیادی، آن هم به طور نا مطلوب، با مسائل سیاسی آشنا شوند. همانگونه که آموزش و پرورش در جوامع غیر یهودی جنبه همگانی به خود گرفت، نوعی خیال بافی و بدآموزی بوجود می آید.
2- از مدتها قبل کوشیده ایم که اعتبار کشیشان را در میان غیر یهودیان از بین ببریم و به ماموریت آنها بر روی زمین که ممکن است هنوز هم مانع بزرگی برسر راه ما باشند خاتمه دهیم. البته روز به روز از تاثیر آنها کاسته می شود و اکنون آزادی عقیده در همه جا اعلام گردیده است.
3- ما باید مطالب و مواردی را وارد نظامهای آموزشی غیر یهودیان کنیم که نظم و انساجام را از سیستم های آموزشی آنان بگیرد و اوضاع درهم و برهمی به وجود آورد. اما هنگامی که خودمان به قدرت رسیدیم تمام مطالبی را که بی نظمی با می آورند و دانش آموزان را به نافرمانی وا می دارند، از دروس دانشگاهی حذف می کنیم.
4- هنگامی که زمان موعود فرا رسید تا دربار پاپ متلاشی شود، ملتها با اشاره دستی نامرئی به سوی دربار حرکت می کنند و هنگامی که خود را روی پا پرت کردند ما زیر پوشش مدافع وی نیز به بهانه جلوگیری از خونریزی بیشتر پا در میانی و میانجی گری می کنیم و وقتی که به این طریق فکر مردم را مغشوش و منحرف کردیم به درون دربار نفوذ می کنیم و تا قدرت آنرا از بین نبریم بیرون نخواهیم آمد.
5- پادشاه یهودیان پاپ واقعی جهان و رییس کلیسای بین الملل خواهد بود.
6- پادشاهی ما از قداست ویشنو(خدای هندوها) دفاع می کنند و در واقع تجسم شخصیت اوست. ما چون ویشنو صد دست داریم و بر سر هر دست انگشتی قرار دارد که کلیه مهارهای دستگاه حیات اجتماعی را در اختیار خواهیم گرفت و هر یک چون پلیس رسمی ناظر در هر کاری هستیم و تدابیری اندیشیده ایم که دولتهای غیر یهودی از فعالیتهای ما بی اطلاع بمانند.
7- وامهای خارجی چون زالو بر پیکر می چسبند و شروع به مکیدن خون می کنند و سرانجام یا دولت را از پای درمی آورند یا خود در اثر مکیدن خون فراوان از پیکر دولت کنده می شوند. اما دولتها این گونه زالوها را از تن خویش جدا نمی کند. یعنی آنکه آنقدر به گرفتن وام ادامه می دهند که سرانجام در اثر از دست دادن خون فراوان آن هم بنا به خواست خود، از پای در می آیند.
8- اصل و ماهیت وام، به ویژه وام خارجی چیست؟ وام مسله ای است که به دولت مربوط می شود و آن شامل سفته و سندی است که وام گیرنده متعهد می شود که متناسب با سرمایه (مبلغ وام) درصد معینی به وام دهنده بپردازد. میزان بهره در طول 40 سال به دو برابر و در طول 60 سال به سه برابر کل سرمایه خواهد رسید و آنچه که در میان به صورت پرداخت نشده می ماند، اصل سرمایه است.
9- یکی از نشانه های هوش و ذکاوت قوم برگزیده ما این است که مساله وامها را به نحوی به غیر یهودیان عرضه کرده ایم که آنها فکر می کنند وام گرفتن امتیازات فراوانی برایشان دربر دارد.
10- پولهای مازاد بر احتیاج را به کشورهای غیر یهودی وام می دهیم و با استفاده از رشوه خواری مدیران و اهمال و ندانم کاری فرمانروایان این گونه ممالک دو تا سه برابر پولهایمان را پس می گیریم. آیا کسی می تواند که در حق ما چنین کند؟ از آنجا که ما وام خارجی نمی گیریم.
11- دولتهای وام گیرنده با وضع مالیاتهای گوناگون، پولهای مردم فقیر را به منظور تسویه حساب با سرمایه داران خارجی تلمبار کرده و به جای آنکه این گونه پولها را در جهت رفع نیازمندیهای خود مصرف کنند بابت بهره وامهای خارجی هدر می دهند.
12- تا زمانی که وامهای داخلی رایج بودند، غیر یهودیان فقط پول فقرا را به جیب ثروتمندان می ریختند اما از وقتی که ما وامهای خارجی را مرسوم ساختیم روت ملتها به سوی صندوق های پولمان سرازیر گشت و غیر یهودیان شروع به پرداخت باج به ما کردند.
13- هر گونه وامی برای دولتها نوعی ضعف به بار می آورد. قرضها، چون شمشیر "داموکلس" بر روی سر فرمانروایان آویزانند. این گونه فرمانروایان به جای آنکه برای پرداخت دیون خود، مالیاتهای موقت از مردم بگیرند، دست تکدی خود را به سوی بانکداران ما دراز می کنند.
14- "در حکومت جهانی خود" شرابخواری را طبق قانون ممنوع اعلام می کنیم. کسی که مشروب می خورد، تحت تاثیر الکل به حیوانی درنده مبدل می گردد. لذا ما این را جنایتی علیه بشر تلقی کرده و شراب خوار را مشمول مجازات قرار می دهیم. جوامعی که ما اخلاقیات را در آنها از بین برده ایم وجود خدا را نفی می کنند و از میان آنها شعله های آتش هرج و مرج طلبی به هر سو زبانه می کشد، لذا فرمانروایی عظیم الشان (یهود) موظف است صحنه این گونه جوامع را پس از نابودی جان تازه ای ببخشد و خون تازه ای در رگ های آنها به جریان اندازد تا به صورت جوامع منظمی درآیند و چون سربازانی جنگجو به مبارزه با آلودگی ها برخیزند.
15- در حکومت جهانی خودمان برای آنکه مردم به اطاعت کردن عادت کنند باید درس قناعت و تواضع به آنان آموخت معنای این سخن آن است که از تولید اشیاء لوکس باید جلوگیری کرد زیرا به مدد این کار می توانیم مسایل اخلاقی را که به سبب رقابت در مصرف اشیاء لوکس متزلزل گردیده اند، اصلاح کنیم. "از پروتکلهای 16تا 24"
16- یادآوری :
فراماسون (freemason) به انجمنهایی گفته می شود که دارای فعالیتهای پنهانی هستند و اعضاء این انجمنها نباید آیین و رسم آن را بازگو کنند. دستگاه فراماسونری دارای انجمن های محلی ای است مرسوم با لژ. انجمن های فراماسونری به وسیله لژها با هم ارتباط پیدا کنند. درابتدای قرن 18و 19 میلادی دستگاه فراماسونری رونق سیاسی بسیاری یافت و پادشاهان و سیاستمداران فراوانی به عضویت آن در آمدند. جورج واشنگتن اولین رییس جمهور امریکا، گوته شاعر آلمانی وادوارد هفدهم پادشاهان انگلستان عضویت این دستگاه را داشتند. در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 شعب دستگاه فراماسونری در خاور میانه تاسیس شد و لژهای آن در کشورهای ایران، مصر، ترکیه به وجود آمد وسیله ای برای پیشرفت سیاستهای اروپایی در این کشورا شد. در زمان ناصرالدین شاه، میرزا ملکم خان اولین لژ فراماسونری را در ایران برپا کرد اما به علت مخالفت حکومت وقت دوام زیادی پیدا نکرد. پس از میرزاملکم خان لژهای فرنسوی و انگلیسی در ایران بوجود آمد و به فعالیتهای سیاسی خود تا قبل از پیروزی انقلاب ادامه دادند. (دائره المعارف فارسی-دکتر مصاحب-بخش اول ص1852 و نیز کتاب فراموشخانه و فراماسونری در ایران-3جلد- اسماعیل رائین)
والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
صهیونیستها در پروتکلهایشان چه گفته اند؟/7
1- هر نوع موسسه ای مانند " انجمن های مخفی" را نابود می کنیم، البته آنهای که اینک وجود دارند، برای ما شناخته شده هستند و در خدمتمان می باشند. لیکن بعدا فعالیت آنها را ممنوع اعلام کرده و اعضای آنها را به قاره های دور از اروپا تبعید می کنیم بعلاوه به وضع غیر یهودیان فراماسون که اطلاعات زیادی درباره اوضاع ما دارند رسیدگی می کنیم.
2- در جوامع غیر یهودی که ما در آنجا بی نظمی و نابسامانی ایجاد کرده ایم تنها راه ممکن برقراری نظم و اعمال حاکمیت، همانا استفاده از روش های خشونت آمیز است و در این زمینه هیچ گونه ارفاقی نباید به قربانیان نمود.
3- اصولا اعمال قدرت، ثبات حکومت را تضمین می کند و قدرت هم زمانی کسب می شود که بتوان زور گفت.
4- هنگامی که لیبرالیسم را در غیر یهودیان تبلیغ می کنیم باید افراد قوم خودمان ونیز عواملمان، بدون چون و چرا تسلیم شوند و اعتراضی از جانب آنها صورت نگیرند تا مجبور نشویم با آنها چون غیر یهودی ها رفتار کنیم.
5- نفوذ و دخالت شدید ما موجب گردیده که قدرت اجرایی قوانین حقوقی غیر یهودیان به کمترین میزان کاهش یابد. البته تعبیر و تفسیرهای لیبرال گونه ای که از قوانین به عمل می آید به نوبه خود موجب متلاشی شدن قدرت قوانین شده است.
6- براستی چقدر حکمای قوم ما در روزگاران گذشته، آینده نگر و دور اندیش بوده اند که می گفته اند برای رسیدن به هدف های مهم باید از هر وسیله ای استفاده نمود و قربانیان فراوانی را برای رسیدن به هدف ها فدا کرد.
7- مرگ برای همه یک امر اجتناب ناپذیر است.آنهایی که مانع انجام برنامه های ما می شوند، بهتر است که مرگشان را جلو بیاندازیم و آنها را نابود کنیم.
8- میان قوم ما و غیر یهودیان تفاوت های قابل توجهی از لحاظ استعدادها و توانایی ها وجود دارد و همین امر موجب شده است که قوم برگزیده ما از بالاترین میزان انسانیت برخوردار باشد و از غیر یهود متمایز گردد.
9- غیر یهودیان اگرچه به ظاهر چشمانشان باز است ولی چیزی نمی بینند. به عبارت دیگر قدرت ابداع (مگر در زمینه مسائل مادی) ندارند و شاید به همین دلیل است که طبیعت خودش از قبل مقدر کرده است که ما جهانیان را هدایت کنیم و بر آنان حکمروا باشیم.
10- قضات می دانند که بخشودن جرائم و لغزش ها به معنای تجاوز به حریم قانون است و این کار نشان تلطیف روح و رقت قلب قاضی نیست. گذشت نشان دادن، در زمینه زندگی شخصی ایرادی ندارد ولی وقتی که پای مصالح عمومی درمیان است، گذشت نشان دادن جایز نیست.
11- ریشه آزادی خواهی را از موسساتی که مسئولیت تربیت نیروی انسانی را برای پست های حساس دولت بر عهده دارند از بیخ و بن برمی کنیم و تصدی این گونه مشاغل و پستها را به کسانی تفویض می کنیم که به وسیله خودما تربیت می شوند.
12- ما در همه موارد مستبد خواهیم بود و این استبداد، معقول و منطقی به نظر خواهد رسید. تمام اوامر و مقرارات ما مورد احترام بوده و بدون چون وچرا به اجرا در خواهد آمد.
13- حکومت ما سیمای حکومت پدرشاهی به خود می گیرد که فرمانروا در آن نقش پدر و سرپرست مردم را دارد. قوم ما و مردم تحت سلطه ما، فرمانروا را پدر خود می دانند که از آنها نگهداری می نماید.
14- همان گونه که می دانید ما حکومت استبدادیمان را در دو چیز خلاصه می کنیم : حق و وظیفه. یعنی اجرای حق و وظیفه، مسئولیت مستقیم دولتی است که خود را پدر ملت می داند.
15- هنگامی که پادشاه قوم اسرائیل، تاج شاهنشاهی را که اروپا به وی تقدیم می کند برسر مقدسش می گذارد ، به سمت پدر مردم دنیا منصوب می گردد. به علاوه شمار قربانیانی که ناچارا به پیشگاه وی تقدیم می شود، خیلی کمتر از شمار کسانی خواهد بود که در اثر جنون و جنایت و رقابت بین حکومت های غیر یهودی قربانی شده اند.
" همه موارد به نقل از پروتکل 15" والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
صهیونیستها در پروتکلهایشان چه گفته اند؟/6
1- غیر یهودیان ، گله گوسفندانند و ما گرگهای این گله هستیم و شما می دانید که وقتی گرگ به گله می زند چه اتفاقی می افتد.؟
2- ما کارهایمان را به وسیله سازمان های فراماسونری که ناشناخته هستند انجام می دهیم و کوشش می کنیم هدف هایمان گمان و سوء ظن برنیانگیزد و این گله غیر یهودی به فراماسونری ما بپیوندد و به چشم رفقای خود خاک بپاشاند.
3- ما یهودیان برگزیده خداوند هستیم و پراکندگیمان در سراسر جهان از عنایات اوست. پراکندگی ما در چشم همگان نوعی ضعف بشمار می اید در حالی که این خود برای ما نوعی قدرت است. زیرا ما اکنون در آستانه فرمانروایی بر سراسر جهان قرار گرفته ایم.
4- واژه آزادی را می توان به صورت های متعدد تعبیر کرد، اما تعریفی که ما از آزادی به دست می دهیم به شرح زیر است: آزادی یعنی حق انجام دادن هر عملی که قانون آن را مجاز بداند. (زیرا قانون در دست ماست و ما مختار خواهیم بود که هرآنچه را می خواهیم از قانون حذف و هرآنچه را که می خواهیم به قانون اضافه کنیم.)
5- از آنجا که مطبوعات نقش بزرگی در برانگیختن و فرونشاندن احساسات مردم دارند، لذا ما می توانیم به موقع از چنین احساساتی در جهت رسیدن به هدف هایمان استفاده کنیم.
6- از آنجا که اکثریت مردم نمی دانند مطبوعات در خدمت چه کسانی هستند لذا ما آنها را به خدمت خود در می آوریم و حتی عواملی هم که ممکن است مطبوعات را مورد حمله قرار دهند زیر نظارت و کنترل شدید خود قرار می دهیم.
7- مطبوعات نخواهند توانست بدون اطلاع ما کمترین خبری را در اختیار مردم بگذارند. البته در زمان حاضر ما تا حدودی به چنین هدفهایی رسیده ایم. زیرا تمام کانون های خبری جهان اطلاعات خود را از چند کانون خبری محدود که در آینده ای نزدیک تماما به دست ما خواهند افتاد و هر آنچه ما به آنها دیکته می کنیم، در سراسر جهان پخش می کنند.
8- ادبیات و روزنامه نگاری دو عامل مهم تربیتی بشمار می آیند بنابراین، دولت ما اکثریت روزنامه ها را به تملک خویش در می آورد. چنین اقدامی تاثیر نا مطلوب مطبوعات و روزنامه های خصوصی را خنثی خواهد ساخت و ما را در موقعیتی قرار خواهد داد که روی افکار عمومی تاثیر بسزایی بگذاریم.
9- افراد نا آگاهی که به تکرار مطالب روزنامه ای می پردازند و فکر می کنند که روزنامه ها بیان کننده نظریات آنها می باشند، سخت در اشتباهند. زیرا روزنامه ها صرفا بیانگر خواست و نظر ما هستند. افرادی هم که سنجیده از احزاب حمایت می کنند، در واقع به دنبال بیرقی راه می روند که ما برایشان برافراشته ایم.
10- روشی که ما برای تنظیم و ارائه مطالب در پیش گرفته ایم، به دلیل آنکه برای مردم نامحسوس می باشد، اعتماد کامل آنان را نسبت به حکومت ما جلب می کند. ما از کاربرد این روش بسیار راضی هستیم زیرا می توانیم گاه گاه احساسات مردم را نسبت به مسائل سیاسی برانگیخته و یا فرونشانیم و گاه حقیقت را می گوییم و گاه دروغ، و زمانی هم مطالب متناقض ارائه می کنیم.
11- ما باید آنقدر غیر یهودیان را به مسائلی چون، توسعه سرگرم کنیم تا سرانجام از فهم هر مسئله ای اظهار عجز کنند. کلمه ی" توسعه" مانند یک عقیده سفسطه آمیز، حقیقت را لوث می کند و این موضوع را کسی جز ما قوم برگزیده خدا، نمی تواند درک کند.
12- نیاز به قوت و غذای روزانه، غیر یهودیان را مجبور می کند که آرام و ساکت بنشینند و در صف خدمتگزاران متواضع ما درآیند. اصولا غیر یهودیها افراد کوته فکری هستند که از فهم پیش پا افتاده ترین مسائل سیاسی عاجزند.
13- نقشی را که آزادی خواهان، خیال پردازان و افراد رویایی باید ایفا کنند، سرانجام تا آن زمانی که حکومت ما مورد قبول همگان واقع گردد به اجرا در خواهد آمد. بدین معنی که تا زمان شروع حکومتمان اینان به خوبی در خدمتمان خواهند بود و ما می کوشیم که ذهن این گونه افراد را به مسائل بیهوده و تئوری های خیالی و به ظاهر مترقیانه مشغول کنیم. "از پروتکل های 11و12و13 " والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
نیمرخی از چهره یهود درقرآن/3
همان وصفی که در قرآن کریم برای یهودیان تایید شده می فرماید:یهودیان سحر و جادوگری خود را به حضرت سلیمان و دو ملک بابل نسبت می دادند، عمل جادوگری و سحر توسل به شیاطین برای ایجاد"فتنه" می باشد لذا قرآن کریم آن را صریحا نهی فرموده و هشدار می دهد که سرانجام این عمل به کفر منتهی خواهد شد.
نقش امروزصهیونیست نیز نقش فتنه انگیزی است. نقش ساحران و جادوگران است. نقش مخفی کارترین تشکیلات سرّی جهان است در سازمانهای جهانی،درسازمانهای منطقه ای، در فراماسونری جهانی و صدها تشکیلات وابسته به آن،که از طریق علمی،فرهنگی،هنری و سیاسی و اقتصادی و نهایتا نظامی؛تمام امیال و مقاصد و اهداف شوم خودشان را به همه جهانیان القا می کنند.
همچون شیطان خنّاس و وسواس،درهر جا که اراده کنند توطءه و دسیسه ایجاد می کنند،تفرقه ایجاد می کنند،انحراف و فساد و کنیه و عداوت ابجاد می کنند وبه حق،اینان به سبب زشتکاری خود مستحق لعن و نفرین الهی هستند،همچون ابلیس از رحمت الهی به دور هسنتد،چون سرکش و تجاوزگرند و با خدا و انبیاء خدا دشمن،و با احکام الهی ضدیت دارند و هرگز امر به معرف ونهی از منکر نمی کنند و پیوسته عهد شکن و پیمان شکنی می کنند.
و این صفتشان قابل توجه رهروان آقای عرفات و حامیان آنها است،اینان هرگز به عهد و پیمان الهی وفا نکرده و به همین سبب مطرود رحمت الهی می باشند. اینان حق را پنهان و کتمان می کنند و سّد راه هدایت مردم گردیده به همین جهت از سوی خدا و ملائکه و تمام جن و انس مورد لعنت واقع شده اند.
سنگدلترین قوم و خشن ترین ملت و قسی القلب ترین افراد مردم جهان قوم یهود هستند.هیچ گونه رحمت و محبت و شفقت و انفعال در روح و روان اینها نیست به طوریکه سخنان الهی انبیاءدر آنان هیچ اثرو نفوذی نداشته به سادگی از توحید،موسوی به گوساله پرستی سامری روی آوردندچون دل اینان از سنگ سختتروشدیدتر میباشد.
به همین جهت است که آنان هر جنایتی رابه راحتی مرتکب می شوند. ازنظرقرآن یهودیان وعلمای آنها اولا از هدایت الهی بی بهره و ثانیا از شریعت الهی رویگردان و متمرد هستند یعنی تعالیم تورات در آنان تاثیر نداشته وبه احکام آن عمل نمی کردنددر حالی که حامل تورات بودند تا چه رسد به قرآن که صریحا و عملا در برابر قرآن و رسول خدا و مسلمین خصومت و دشمنی ورزیدند.
و به همین سبب مستحق خشم و غضب و انتقام الهی گردیده از رحمت حق مطرود شدندوبه هرصورت خداوند در مورد آنان تمثیل الاغ را مطرح فرموده است. و از همه مهمتر شاید تحریفگری قوم یهود است. تحریف یعنی منحرف کردن یک چیز از مسیر و وضع اصلی خودش.
قوم یهود در طو ل تاریخ تحریفات فراوانی انجام داده،شگرد و روش و تخصص یهود در تحریف و قلب و جعل است.امروزه اکثر خبرگزاریهای مهم جهان،اکثررسانه های تبلیغی و مطبوعات مهم جهان،اکثرکمپانیهای فیلم سازی و هنری جهان در دست یهودیان و صهیونیسم است و ازاین طریق فکر و اندیشه و هنر و فرهنگ جهان را کنترل می کنند،جهت می دهندوتغذیه میکنند.
بر اساس جعل و تحریف و قلب و تزویر و دروغ و فریب افکار،اینان حتی سخن خدا را تحریف کردند.با اینکه شاهدآنان موسی(ع) بود،سخنان خدارا به نفع خودشان و بر اساس امیال واهواء نفسانی خودشان تغییر داده و از مسیر اصلی خود منحرف می کردند تا چه رسد به سخنان غیر خدا وآنهم در عصری که موسی(ع)هم علی الظاهر شاهد آنان نیست.
به هرحال قرآن در این مورد مسلمین را شدیدا هشدار می دهد که مواظب تحریفات یهودیان باشند.آن هم در این عصر و زمان که یهودیان صهیونیست با استعمارگران جنگ طلب و جنگ افروزان جنگهای صلیبی علیه امت اسلام متحد گردیده اند.
یهودیان در منظر قرآن :
یهودیان منافقندُ ُعلم خدا را ناقص دانسته وبشریت را مورد انواع ستمها قرار داده اند.سنگدل و تحریفگر وکینه توزند.سحر وساحری وجادوگری را دستمایه کارهای خود قرار می دهند.
به دنبال ایجاد تفرقه و انحراف وفساد دیگرانند.آنان خود راقوم برتر ونژاد برترمی دانند، دست خدا را بسته می دانند، خدا آنان را لعنت کرده است،
با اسلام دشمن هستند، نزول قرآن حسد یهود را افزایش داد، یهود پس از بعثت پیامبر اکرم(ص) به او کافر شدند، آنان قومی بهانه جویند، برای اینکه ایمان نیاورند بهانه های بی اساسی را ابتکار کرده اند،
آنها ساحر و جادوگرند و به دروغ سحر و جادوی خود را به سلیمان نبی و دو ملک بابل نسبت می دهند، یهودیان در مدینه علیه اسلام و پیامبر اکرم(ص) جنگ ها و فتنه ها و دسیسه ها به وجود آوردند و با منافقین همکاری نمودند،
یهودیان ظالم هستند، به دروغ خود را اولیاء و دوستان و فرزندان خدا می دانند، توطئه گر هستند، نژاد پرست هستند، جنایتکار هستند، پیمان شکن هستند،
آیات خدا را تحریف و تکذیب می کنند، کشتن انبیاء و انسان ها را سهل می دانند، اختلاف افکن و نفاق افکن هستند، شایعه پردازی می کنند و بر روی زمین فساد می کنند، دارای خیالات باطل هستند، دنیا پرست و سود پرست هستند،
اصل قدرت و زور را معتبر می دانند، دل های سخت همچون سنگ و بی خبر و مستور دارند، مغرور و از خود راضی و متکبرند، خدا نشناس و گریزان از مرگ و معاد هستند،
قومی پراکنده و متفرق وآشوبگرند، آنان سرکش و شجره ملعون هستند، و سرانجام اینکه آنها قومی مغضوبٌ علیهم هستند و خداوند مهر ذلت را برای هیمشه بر آنان نهاده است. پایان. والسلام.
آیاتی که در این مقاله به آنها رجوع شده است عبارتند از :(1.سوره مائده آیه70و78و80و12و13و42و62و63 و64 و82 – 2.سوره بقره آیه13 و14 60تا 65 و96و102و159و74و75 – 3.سوره اعراف آیه 169و168و166 – 4.سوره ممتحنه آیه 13 – 5. سوره نساء آیه160و123و122 و 161 – 6. سوره حجرات، اکثر آیات – 7. سوره عصر، اکثر آیات – 8. سوره جمعه ، بخشی از آیات – 9.سوره آل عمران آیه 112و187 و...)
منابع: 1-قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی. 2-لغتنامه قرآن کریم، محمود عادل. 3-اعلام قرآن، دکتر محمد خزائلی. 4-فرهنگ قصص قرآن، صدر بلاغی. 5-تفسیر نمونه، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی. 6-ترجمه تفسیر المیزان،علامه طباطبایی. 7-مجموعه آثار شمس الدین رحمانی. 8-مباحثی از تاریخ،علوم و معارف قرآن، مرزبان کریمی، ُ ۱۰-دین در قرآن،مرزبان کریمی، ۱۱- در باره فرهنگ ، مرزبان کریمی.
بسم الله الرحمن الرحیم
صهیونیستها در پروتکلهایشان چه گفته اند؟/5
1- توجه به خصوصیت و خلق و خوی مردمی که شما در ممالکشان زندگی و فعالیت می کنید، اهمیت بسیاردر اجراو پیاده کردن برنامه هایمان دارد تا زمانی که جوامع مختلف مطابق الگو و انکاره های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند،.
نمی توانیم برنامه هایمان را در اینگونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم.
2- کلماتی چون آزادی، برابری وبرادری در واقع اسمهای مستعاری هستند که فراماسونرهای ما آنها را به کار می برند.ما غلط ترین کار را انجام می دهیم و به اصطلاح"با شاخ گاو در می افتیم.
" هر گونه قانونی را عملا ازبین می بریم و تنها آنهایی را که "به نفع ما" باشند، حفظ می کنیم. امروزه اگر دولتی علیه ما اعتراض کند، بنا به تشخیص ما شاید هم بعید بناش.
، حتی اگر مبارزه علیه سامی گرایی را شروع کند، این مبارزه لازم و ضروری به نظر می رسد. زیرا نسل آینده ما را آماده کارزار میکند.
3- در اثنای سده های روشنایی و پیشرفت، ما ادبیاتی پست، کثیف و تهوع آور رواج دادیم و تا مدتی پس از به قدرت رسیدنمان اجازه می دهیم که میدهیم که این سبک ادبیات به حیات خود ادامه دهد.
تا بتوانیم بدین وسیله در برابر برنامه های خودمان نوعی آرامش و رخوت در مردم ایجاد کنیم.(ازپروتکل/4)
4- هیچگونه محدویتی برای حوزه فعالیت های ما وجود ندارد. دولت توانمند ما که در شرایطی فوق العاده قانونی به بقاء خویش ادامه می دهد.با واژه دیکتاتوری که مفهوم زور و قدرت از آن مستفاد می شود،توصیف می گردد.
5- به زودی کشتاروحشیانه خود را آغاز می کنیم و برمرکب پیروزی سوار میشویم. ما صرفا بر اساس زوربه فرمانروایی خویش ادامه می دهیم.
6- بنا به تحریک ما ترورو وحشت همه جا را فرا می گیرد، افراد با آرمانها و عقاید مختلف مانند سلطنت طلب، عوام فریب، و سوسیالیست و آرمانگرا(ایده الیست) به خدمت ما خواهند آمد وبنا به اغوای ما می کوشند تا هرنوع نظم وآرامشی را بر هم زنند وهمه جا رابه آشوب بکشانند.
7- "سیاست آزادی عمل"که نظم و هماهنگی را ازسازمان ها و موسسات می گیرد، در موقع لزوم به جای اهرمهای تنظیم کننده پیاده میکنیم.به بیان دیگر، به درون سیستم مدیریت،
قانونگذاری،انتخابات، ونیز مطبوعات و آزادی های شخصی و از همه مهمترسیستم تعلیم و تربیت این جوامع دست برده ایم و"فلسفه آزادی" را رواج داده ایم.
8- ما جوانان مسیحی رادردریایی ازافکارشاعرانه غرق می کنیم وآنها رابراساس تئوری ها واصولی که آنهاراغلط می پنداریم، تربیت می کنیم تا بتوانیم آنان را به فساد بکشانیم.
9- درهرصورت سیاست ما ایجاب می کند هنگامی که درباره مسائلی چون تفویض اختیار، آزادی بیان، آزادی مطبوعات،آزادی مذاهب، تساوی دربرابرقانون،
احترام به مالکیت فردی، آزادی انتخاب مسکن، عدالت وتعیین مالیاتها صحبت می کنیم، باید به معنی دقیق این واژه ها توجه داشته باشیم.
10- توده های ناآگاه مردم برای نبوغ رهبران سیاسی خود احترام فوق العاده ای قائلندو حتی از روشهای خشونت بار آنهاتمجید می کنند. اگرچه این روش خشونت باررهبران،
رذالت وپستی بار است، اما در عین حال، خود نوعی زیرکی به شمار می رود و باید دانست که چگونه این نیرنگ رامدبرانه به کارگرفت.
11- توجه جهانیان را به این نکته جلب می کنیم که وظیفه قوم ما پیاده کردن برنامه هایی است که قبلا آنها راطراحی کرده ایم. لذا برای ما ضروری است .
ُکه پیش از هرچیز به پرورش خویش بپردازیم و طوری بارآییم که روحیه بی پروایی، گستاخی و زورگویی با شخصیت مان عجین شود تا بتوانیم موانع را از سر راهمان برداریم.
12- از زمانی که سیاست آزادی طلبی به امر مملکت داری راه یافت، سیستم حکومت مطلقه جای خود را به حکومت مشروطه داد و بدین سان مردم غیر یهودی با دست خود حکومتهای مطلقه را که از ثباتی نسبی برخوردار بودند متزلزل ساختند.
زیراحکومت مشروطه جزبی نظمی،سوء تفاهم، کشمکش،عدم توافق و برخورد میان احزاب چیزی دیگرببارنمی آورد.
13- برای آنکه آزوی استقرارحکومت مطلقه قوم خود را دردل همهءمردم جهان ایجاد کنیم.لازم است که رابطهءمردم رابا دولتهایشان تیره کنیم.
به طوری که مردم براثر اختلاف عقیده، گرسنگی،بیماری و کشمکش به تنگ آیند و جزء به رهایی از دست دولتهایشان و پناه بردن به حکومت نجات بخش ما، به چیز دیگری نیندیشند.
14- ماتنها یک پادشاه می خواهیم که همهء مردم روی زمین رامتحد سازد و نابسامانیها را،مرزها، ملیتها ومذاهب را ریشه کن سازد. پادشاهی می خواهیم که بتواند صلح، آرامشی که رهبران فعلی نمی توانند به ما بدهند، برای مافراهم آورد.
15- برای آنکه آرزوی استقرار حکومت مطلقه قوم خود را در دل همه مردم جهان ایجاد کنیم لازم است که رابطه مردم را با دولتهایشان تیره کنیم به طوری که مردم بر اثر اختلاف عقیده،
گرسنگی، بیماری و کشمکش به تنگ آیندوبه جزء رهایی ازدست دولتهایشان و پناه بردن به حکومت نجات بخش ما، به چیز دیگری نیندیشند. (ازپروتکلهای/9و10) والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
صهیونستها در پروتکلهایشان چه گفته اند؟/4
می خواهیم به انحصار ثروتهای عظیم، منابع و کالاهایی که جوامع غیر یهودی درآینده به مقیاس وسیعی به آنها متکی خواهند شد، دست بزنیم تا این که جوامع را پس از شکست سیاسی با شکست اقتصادی نیز مواجه سازیم.(ازپروتکل شماره6)
1-برای آنکه بتوانیم هدفهایمان را که قبلا درباره آنها بحث کردیم، هرچه زودتر عملی سازیم، می باید میزان تولید جنگ افزارها و نیز شمارهء نظامیان و پلیس را افزایش دهیم.
خواست ما این است که در همه کشورهای جهان کارگران، سربازان، پلیس، وتعداد اندکی "بزرگ سرمایه دار"ازما جانبداری کنند.
2- اگر کشوری بخواهد با ما مخالفت کند، باید آنقدرقوی باشیم که حتی همسایگان کشور مخالف را تهدید به جنگ کنیم.
3- عامل اصلی موفقیت ما در امور سیاسی پنهانکاری است. بدین معنی، گفتارو عمل سیاستمدار هیچگاه نباید یکی باشد.
4- ما باید دولتهایی غیر یهودی را مجبورکنیم که در جهت خواسته های ما قدم بردارند.
روش کارچنین خواهد بود که افکار عمومی را از طریق مطبوعات که به قدرت بزرگ معروفند و تقریبا در دست ما می باشند، شکل بدهیم و طبیعی است دولتها به افکار عمومی توجه خواهند کرد.
5- ما باید تمام جنگ ابزارهایی را که مخالفانمان ممکن است علیه مان به کار گیرند، در اختیارداشته باشیم.
6- باید از قبل چاره جویی کنیم بدین معنی، واژه های پیچیده را در قالب عباراتی زیبا بیان کنیم تا اصولی، اخلاقی، عالی، متعالی ومعقول جلوه کنند.
7- کادر رهبری جامعه ما باید خود را با تمام مظاهرتمدن که به موقع به کار آیند، مجهز کند کادر رهبری باید عواملی چون روزنامه نگاران، وکلای مدافع و ورزیده،سیاستمداران کار کشته، مدیران برجسته و خلاصه افرادی که در مدارس ویژه از تعلیم و تربیتی عالی بر خوردارنوده اند، در اختیار داشته باشد.
8- دولت ما تمام اقتصاددانان جهان را به خدمت خود درآورد. به علاوه آموزش اصول و مبانی اقتصاد به یهودیان نشانگراهمیتی است که ما برای علم اقتصاد قائلیم.
9- دولت ما از مشورت بانکداران،صاحبان صنایع سرمایه داران و میلیونرها برخوردارخواهد بود و همه چیز به زبان ارقام و اعداد بیان خواهدشد.
10- تا زمانی که نتوانیم مشاغل دولتی را به برادران یهودیمان بسپاریم، ناگزیم افرادی را از میان غیر یهودیان برای تصدی مشاغل دولتی انتخاب کنیم.
البته این افراد را زیر نظرمی گیریم و آنها را کاملا از مردم جدا نگه می داریم ، چنانچه این افراد از اجرای دستورات ما سر پیچی کنند، به مجازاتهای سنگین و احتمالا اعدام محکوم خواهند شد.
غرض از اعمال چنین سختگیریهایی آن است که این افراد تا آخرین قطره خونشان ازمنافع ما دفاع کنند. ( ازپروتکل های شماره 7و8). والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
صهیونیستها در پروتکلهایشان چه گفته اند؟/3
1-واژه توسعه ،آزادی از هر نوع قید وبندی را به ذهن متبادر می سازد وهرنوع محدودیتی را می شکند.اگر این اصل در همه موارد صدق نکند،لا اقل در زمینه هرج ومرج فکری مصداق دارد.
در چنین شرایطی هر کس به تصورآزادی به شکار رقیب خویش می پردازد وهمگی در شبکه ای از هرج ومرج گرفتار می شوند وهمه به همدیگر اعتراض می کنند." از پروتکل 12"
2-در جوامعی که فساد همه جا را فرا می گیرد،جمع آوری ثروت تنها از طریق تقلب ونادرستی امکان پذیر می گردد،قدرت دولت روبه ضعف می گذارد،قیود اخلاقی از طریق مجازاتهای سنگین ساری وجاری می شوند.
قوانین ومقررات ضمانت اجرایی ندارند ،مردم در برابر سرنوشت جامعه شان احساس مسئولیت نمی کنند ومقررات بین المللی نادیده گرفته می شوند.
3-جهت دادن به فکر واندیشه مردم غیر یهود به کمک سخن پردازی وتئوریهای وسوسه انگیز کار ومتخصصان ومدیران ما است.ما یهودیان در مشاهده و تجربه امور،تجزیه وتحلیل آنها،محاسبات دقیق مسائل مالی،طرح برنامه های سیاسی ونیز حس همکاری با یکدیگر،رقیبی نداریم.
4-احتمال می رود که برای مدت معین غیر یهودی ها در سراسر دنیا با هم سازش کنند واین سازش، امنیت ما را به خطر می اندازد.
ولی از این خطر جان سالم به در خواهیم برد.زیرا اختلاف موجود آنها بسیار وسیع وریشه دار است وآنها به این زودیها جرات چنین سازشی را پیدا نخواهند کرد.
ما طوری آنها را به جان هم انداخته ایم که همه به هم بدگمانند.نفرت مردم از یکدیگر بهخاطر تعصبات مذهبی ونژادی که در طول 20قرن گذشته تبلور یافته است،اجازه نخواهد داد که مردم به این سادگی با یکدیگر آشتی کنند.
5-برای آنکه بتوانیم افکار عمومی را مشوب سازیم ومردم را درحالت گیجی وسرگردانی نگه داریم،باید مطالب ضد ونقیض در بین مردم پخش کنیم واین عمل را آنقدر ادامه دهیم که غیر یهودیان را در پیچ وخم اطلاعات متناقض گم کنند ومتقاعد شوند که تنها راه رهایی از این سرگردانی ها نداشتن عقیده واطلاعات سیاسی است." از پروتکل 3".
6- شکست دادن دولتهایی که بر سر کار هستند.ایجاد نفاق واختلاف شدید میان احزاب به طوری که امکان هرگونه تشریک مساعی میان آنها از بین برود.
نابود کردن هرگونه ابتکار وخلاقیت فردی که به سود ما نباشد.زیراهیچ خطری برای ما بلاتر از ابتکار وخلاقیت فردی نیست.آزادی عمل گروههای مختلف را رو در روی هم قرار می دهیم تا تصادم وبرخورد پیش آید وشور وشوق به نا امیدی وشکست منجر شود." همه از پروتکل 5".
7- توده های مردم تمایل دارند که در زمینه مسائل سیاسی غیر فعال باشند. لذا برایآنکه امر به آنها مشتبه شود وندانند که در باره چه موضوعی بحث می کنند،فکر آنها را به مسائلی چون :
تفریح،سرگرمی ورفتن به کلوپها و...جلب می کنیم.و در همین اثناء مطبوعات را وامی داریم که به مسائلس چون رقابتها ومسابقات هنری و ورزشی بپردازند.برون شک پرداختن به اینگونه مسائل آنها را از مسائل بنیادی دور ومنحرف می کند.
اندک اندک به ابراز نکردن عقیده خود عادت می کنند،به تکرار همان چیزهایی می پردازند که ما می خواهیم."از پروتکل13".
8-می خواهیم با انحصار ثروتهای عظیم، منابع وکالاهایی که جوامع غیر یهودی درآینده به مقیاس وسیعی به انها متکی خواهند شد،دست بزنیم تا اینکه این جوامع راپس ازشکست سیاسی با شکست اقتصادی نیز مواجه سازیم.
9- "آریستوکراسی غیر صهیونیستی" از این پس قدرت سیاسی ندارد وباید آن را مرده تلقی کرد ولی به دلیل داشتن زمین و خودکفایی در مواد غذایی می توانند به عنوان خطری بزرگ مارا تهدید کند.
لذا باید به هر قیمتی که شده آنها را از داشتن زمین محروم کنیم.
10- ما غیر صهیونیستها را با به انحصار درآوردن زمینداری وصنعت استثمار می کنیم.برای آنکه بتوانیم صنعت غیر یهودیان را به کلی نا بود کنیم،علاوه بر انحصار طلبی،تجمل پرستی را رایج می کنیم ونیازهای کاذب مردم راکاهش می دهیم.
اقدام دیگر ما این است که مزر کارگرها رابالا می بریم به طوری که این افزایش دستمزد هیچگاه به سود آنها تمام نشود.
11-پیش ازآن که غیر یهودیها به فهم حقایق نائل شوند ومشکلات را در یابند،ما به موقع عمل می کنیم.فی المثل زیر پوشش هواخواهی از طبقه کارگر وبه یاری اصول اقتصاد سیاسی که تئوری های ما برآنها مبتنی است.
تبلیغات دامنه داری به راه می اندازیم وآنگاه از نیروی کارگر به سود خویش بهره برداری می کنیم." از پروتکل 6-مواردبالا-" والسلام.
بسم الله الرحمن الرحیم
صهیونیستها درپروتکلهایشان چه گفته اند؟/2
1-می خواهم اعلام کنم که تا رسیدن به هدفهایمان فاصله چندانی نداریم، اگر چند قدمی را که در پیش داریم طی کنیم (سر ودم ماری که سمبل قوم ما است)به هم وصل خواهد شد وحلقه ای کامل بوجود می آید. معنای کامل شدن حلقه آن است که تمام کشورهای اروپایی درون این حلقه محصور خواهد شد وتحت نفوذمان قرار خواهند گرفت.
2- موازین قانونی کشورهای جهان سوم بزودی در هم خواهد شکست. زیرا ما از همان آغاز تاسیس، آنها را با نوعی عدم تعادل ایجاد کرده ایم وبه سبب همین عدم تعادل شروع به نوسان می کنند وسر انجام محوری راکه به دورش می چرخند فرسوده می سازند.
3- در میان توده مردم حسد ونفرت وزیاده خواهی ایجاد می کنیم تا از خشم مردم استفاده کرده وهمه موانعی راکه برسر راهمان قرار دارند با دستهای آنها ریشه کن سازیم.
4- ما بر روی صحنه جهانی نقش حامی کارگران را بازی می کنیم وبدینسان زیر شعار همکاری وبرابری وتحت شعار اشتراک مساعی جهانی ونیز مطابق اصول فراماسونری خویش، کارگران را به صف نیروهای جنگجوی خویش یعنی: (سوسیالیسم،آنارشیسم وکمونیزم ) می کشانیم.
5- کلمه آزادی، جوامع انسانی را به جنگ با هرگونه زور وقدرتی که باشد بر می انگیزد.حتی علیه خداوند وقوانین طبیعت. لذا زمانی که ما به سلطنت رسیدیم باید واژه آزادی را از قاموس وفرهنگ زندگی حذف کنیم زیرا این واژه توده های مردم را به جانورانی خونخوار مبدل می کند. " 5 مورد از پروتکل3".
6-هر جمهوری وحکومتی چند مرحله پشت سر می گذارد.در مرحله نخست حکومت شکل ثابتی ندارد وبه وسیله توده مردم از سویی به سوی دیگر کشانده می شود،مرحله دوم حکومت شکل عوامفریبی به خود می گیرد.پس از آن آنارشیسم بوجود می آید وسر انجام، آنارشیسم به حکومت استبدادی منجر می گردد.
7- این ما هستیم که چنین قدرت نا محسوسی داریم،اگر چه فراماسونرهای غیر یهودی، کورکورانه در خدمت ما هستند،وبرای مقاصد ماکار می کنند.امابرنامه های ما همچنان برای آنها ودیگران ناشناخته واسرار آمیز باقی خواهد ماند.
8- اگر آزادی بر خدا پرستی مبتنی باشد، با برادری، انسان دوستی ، برابری پیوندی داشته ، برای جامعه بی زیان باشد و به رفاه عمومی لطمه ای وارد نسازد و در اقتصاد هم جایی برای خود پیدا کند، بر ما لازم است که هم احترام به آزادی و هم احترام به خدا را در میان مردم غیر یهودی از بین ببریم، ونیازهای مادی را جایگزین اینگونه اعتقادات سازیم. اما اگر اعتقاد به خدا موجب شودکه ما بر مردم حکومت کنیم، در این صورت باید به تبلیغ دین بپردازیم و با راهنمایی مردم روحانی، مردم را به تسلیم واداریم.
9- افزایش روز افزون رقابت به منظور پیش افتادن در زندگی از سوئی، و نابسامانیهای اقتصادی از سوی دیگر، مردم را سر خورده و افسرده می کند، نفرت آنها نسبت به مقام های عالی رتبه اداری، مذهبی وسیاسی اوج می گیرد، طلا به عنوان وسیله ای برای ارضاء نیازهای مادی مردم مورد توجه واقع می شود، ظرفیت مردم به مرز انفجار میرسد و برای قیام آماده می شوند. قیام مردم برای کسب ثروت است نه اشاعه خوبیها. زیرا این قیام از نفرت منبعث می شود." 4مورد از پروتکل4". والسلام.
